نگاهى نو به جنگهاى صليبى - بینش، عبدالحسین - الصفحة ١٧٣
اعتقادى را جز آنچه خود داشتند دروغ مىپنداشتند. در اين ميان معتقدان الهيات و فلسفه توماس آكويناس، در حالى كه برخى از دعويهاى حضرت محمد [ص] را درست مىدانستند، عنوان مىكردند كه وى آنها را با تعبيرهاى نادرستى از عهد جديد و قديم در هم آميخته است و براى اثبات مدعاى خود معجزهاى نياورده است! آنها همچنين نخستين گروندگان به اسلام را مردمانى بىفراست و بىذكاوت مى دانند و مىگويند كه رواج دين اسلام مرهون وعدههاى برخوردارى از جنس مخالف در قيامت و نيز تهديد و استفاده از زور بوده است. برخى ديگر از نويسندگان مسيحى پا را از اين نيز فراتر نهاده و گفتهاند كه محمد (ص) نه تنها صدق را با كذب در آميخته، بلكه جاهايى كه به بيان حقيقت پرداخته نيز مقدارى از سمّ تحريف به آن افزوده است و مىتوان گفت كه گفتههاى صادق او چونان عسل به زهر آلوده است «١».
٢. «اسلام دينى است كه با شمشير و خشونت ترويج مىشود». پروفسور وات در تحليل چنين برداشتى از اسلام در نزد مسيحيان مىنويسد كه گويا مسيحيان اروپاى غربى در سده دوازدهم و سيزدهم ميلادى- دوران جنگهاى صليبى- درباره چگونگى رواج اسلام در دورههاى نخستين آن مبهمترين تصوير را داشتهاند. آنان هرگز به اين واقعيت توجه نداشتند كه مسيحيان در سرزمينهاى تسخير شده به دست مسلمانان، مىتوانستند به صورت اقليت مذهبى و تحت حمايت دولت اسلامى زندگى كنند. به طورى كه «پدرودِ آلفونسو» (متوفاى ١١١٠ م) فكر مىكرد كه «تاراج و اسير گرفتن و مقتول كردن دشمنان خدا و پيامبران او و ايذا و از بين بردن آنان به هر صورت ممكن» از احكام شرع اسلام است و به طور طبيعى چنين ايدهاى را با تعاليم مسيحيت كه آن را دين صلح مىدانستند در تعارض آشكار مىديدند «٢».
٣. «اسلام مذهب تنآسايى است». به نوشته آقاى وات، مسيحيان قرون وسطى از اسلام تلقى دينى تنآسا را داشتند كه به پيروانش اجازه مىدهد چهار زن و يا بيشتر انتخاب كنند و از دنيا هم كه رفتند، در سراى جاويد با زنان دلپسند و حوريان بهشتى هم آغوشند. البته پروفسور وات اين باور اروپائيان را مردود مىشمارد و واقعيت زندگى مسلمانان را با چيزى كه اروپائيان قرون وسطى فكر مىكردند بسيار دور مىداند «٣».