نگاهى نو به جنگهاى صليبى - بینش، عبدالحسین - الصفحة ١٦٣
حضور بيگانگان و از جمله آمريكا در خليج فارس موجب نا امنى است و امنيت منطقه بايد به وسيله كشورهاى خود منطقه تأمين گردد.
٣. آمريكا در صدد است تا مبارزه اسلامى از هر نوعى- حتى مبارزه فلسطينيهاى ستمديده در مقابل رژيم صهيونيستى- را تروريسم قلمداد كند و با اين بهانه افكار جهانيان را بر ضد مسلمانان بسيج كند، در حالى كه جمهورى اسلامى از مبارزه ملل اسلامى براى احقاق حقوق حقّه شان پشتيبانى مىكند و ميان عمل تروريستى- كه در نظرش محكوم است- و دفاع از خود تفاوت قائل است.
٤. يكى از استراتژيهاى كلى آمريكا پشتيبانى از رژيم غاصب صهيونيستى است و بر همه اقدامهاى سركوب گرانه صهيونيستهاى جنايتكار مهر تأييد مىزند؛ و همه حقوق فلسطينيان را ناديده مىانگارد. در حالى كه جمهورى اسلامى، اسرائيل را رژيمى نامشروع، غاصب و جنايتكار مىداند و پشتيبانى از حقوق غصب شده فلسطينيان را وظيفه همه انسانهاى آزاده و به ويژه مسلمانان مىداند.
٥. جمهورى اسلامى ايران استفاده از انرژيهاى نوين و از جمله انرژى هستهاى را حق طبيعى و قانونى خود مىشمارد، در حالى كه آمريكا دستيابى ايران به فناورى هستهاى را حتى با هدفهاى صلحآميز نمىپذيرد و با آن مخالفت مىورزد و در صدد است تا به هر شكل ممكن از دستيابى ايران به اين انرژى جلوگيرى كند.
٦. ايران براى خود رسالتى اسلامى- جهانى قائل است. آمريكا نيز براى خودش رسالتى جهانى قائل است و بر اين باور است كه نظام مبتنى بر ليبرال دموكراسى غربى بهترين نوع نظامهاى سياسى است و همه جهانيان بايد خود را با معيارهاى آن تطبيق دهند. اين دو رسالت به طور كامل در مقابل هم قرار دارند و در واقع به تعبير هانتينگتون نظامى با خدا در مقابل نظامى بىخدا قرار گرفته است «١».