نگاهى نو به جنگهاى صليبى - بینش، عبدالحسین - الصفحة ١٦٢
نگاه نخست درست هم به نظر مىرسد؛ چرا كه طى اين جنگها بزرگترين و خطرناكترين دشمن جمهورى اسلامى يعنى رژيم بعث عراق به رياست صدام حسين سرنگون گرديد و با از ميان رفتن اين مانع بزرگ روابط ايران با همسايگانش نيز رو به بهبودى نهاده است.
ولى ژرفنگرى در حوادث اخير ما را به سوى حقايق ديگرى رهنمون مىگردد كه مهمترينشان اينهاست:
١. آمريكا به عنوان پرچمدار تمدن غربى در صدد است تا علاوه بر چيرگى سياسى و اقتصادى در منطقه، به فرهنگ مردم نيز چهرهاى غربى ببخشد؛ و اين با هدف جمهورى اسلامى كه در صدد است تا مسلمانان را به سوى فرهنگ اصيل خودشان سوق دهد، در تعارض است. به همين دليل است كه از ديدگاه دولتمردان آمريكا نظام جمهورى اسلامى در ايران به هر صورت ممكن بايد از ميان برداشته شود. چنان كه وقتى هنرى كسينجر از برناردلوئيس- از استادان و پژوهشگران اسلام و خاور ميانه- سئوال كرد: «آيا ايجاد تغييرات در خاورميانه مستلزم گفت و گو و تعامل ميان ايالات متحده و جمهورى اسلامى ايران است؟» «١»، او با صراحت پاسخ داد: «به طور يقين خير». اين ضديت با نظام جمهورى اسلامى ايران به ويژه پس از حادثه يازده سپتامبر، شدت بيشترى يافته است چنانكه اليوت كوهن- استاد و مدير بخش مطالعات جان هاپكينز در واشنگتن- ضمن پيشنهادهاى خود به دولت بوش مىگويد:
ايالات متحده آمريكا بايد از حاكميت آزاد، مدرن و متعادل در جهان اسلام حمايت به عمل آورد. سرنگونى و تغيير رژيم جمهورى اسلامى ايران به ميزان نابودى و اضمحلال بن لادن اهميت دارد، چرا كه اين تنها و نخستين مدل و الگوى انقلابى و اسلامى در ميان دولت- ملتها به شمار مىآيد و جايگزين نمودن آن با دولتى سكولار و متعادل بسيار مهم است «٢».
٢. آمريكا در صدد است تا قدرتهاى منطقهاى خليج فارس را تضعيف و به خود وابسته كند و تنها قدرت برتر منطقه خودش باشد، در حالى كه جمهورى اسلامى معتقد است كه