نگاهى نو به جنگهاى صليبى - بینش، عبدالحسین - الصفحة ١٦
براى تحقق اين ايده بايد پيوسته بر طبل جنگ كوبيد و در راه ويران سازى جهان كوشيد.
به نظر مسيحيان صاحب اين ايده «نيازى نيست كه انسان براى از ميان بردن آلودگى محيط زيست شهرهاى خودمان و يا قحطى و گرسنگى همه گير در هندوستان و آفريقا كارى بكند.
ما نبايد نگران گسترش يافتن سلاحهاى اتمى در دنيا باشيم. نيازى نيست كه سعى كنيم از جنگ ميان عربها و اسرائيل جلوگيرى كنيم، بلكه به جاى همه اينها بايد دعا كنيم كه اين جنگ در بگيرد و همه دنيا را در كام خود بكشد. زيرا كه اين بخشى از طرحهاى آسمانى است» «١».
وجود چنين باورهايى است كه تجاوزگرى را براى غربيان توجيه مىكند؛ و به همين دليل است كه مىبينيم با وجود اظهار تنفر بيشتر مورخان اروپايى نسبت به جنگهاى صليبى، در عصر حاضر رئيس جمهور امريكا- بوش- تهاجم اين كشور را به افغانستان از نوع صليبى مىخواند. هر چند كه او بيمناك از خشم مسلمانان از گفتهاش پشيمان مىگردد، اما تجاوز بىدليل آمريكا به عراق و تهديد كشورهاى ايران و سوريه و حزب الله لبنان به خوبى نشان مىدهد كه بوش از ايده صليبى- صهيونيستى پيروى مىكند.
نوشته حاضر بر آن است تا پرونده جنگهاى صليبى را باز خوانى كند و نشان دهد كه مناديان جنگهاى صليبى در تصوّرى واهى به سر مىبرند، چرا كه آن جنگها با همه زيانهايى كه بر قلمرو اسلامى وارد كرد، در پايان به پيروزى مسلمانان و شكست مسيحيان انجاميد.
حكومت پادشاهان اروپايى در اورشليم هفتاد سال بيش نپاييد و به دست صلاح الدين ايوبى سقوط كرد. تصور نشود كه در روزگار ما كشورهاى اسلامى گرفتار پراكندگى و ضعفند و مقابله با تهاجم مسيحيان در توان آنها نيست. خير، در دوران جنگهاى صليبى نيز دنياى اسلامى دستخوش تفرقه بود و در حالى كه مسيحيان از سراسر اروپا پيوسته نيرو اعزام مىكردند، شمار مجاهدان اسلامى تنها به نيروهاى مصر و شام محدود بود؛ ولى روزگار ما با گذشته يك تفاوت عمده دارد و آن اين است كه هرچند هدف اصلى برپاكنندگان جنگهاى صليبى مادى و استعمارى بود، اما به ظاهر آن را دينى قلمداد كردند و جهاد در راه خدا خواندند؛ و اين توجيه تأثير بسيار فراوانى در تهييج اروپائيان و جانفشانى شان در راه اين جنگها مىنهاد.