نگاهى نو به جنگهاى صليبى - بینش، عبدالحسین - الصفحة ١٥٩
اما ايجاد نيروهاى واكنش سريع درحقيقت واكنش نظامى آمريكا در مقابل انقلاب اسلامى ايران بود. چرا كه پس از پيروزى انقلاب اسلامى، با از هم گسيخته شدن پيمانهاى سيتو و سنتو، در سد امنيتى آمريكا در برابر اتحاد جماهير شوروى (سابق) رخنه افتاد و متحدان منطقهاى آمريكا نيز از داخل و خارج در معرض تهديد قرار گرفتند «١».
از اين رو آمريكا در سطح منطقهاى اقدام به تقويت نظامى شوراى همكارى خليج فارس و به ويژه عضو قدرتمند آن يعنى عربستان سعودى كرد و در سطح بين المللى و گستردهتر، پايگاههاى جديدى را در كشورهاى حوزه اقيانوس هند و نيز در خود اين اقيانوس تدارك ديد، و امكان حضور نظامى دايم و سريع خود را در منطقه فراهم آورد «٢».
٣- ٣. سياست مهار دوگانه:
پس از پيروزى انقلاب اسلامى، جمهورى اسلامى از همه پيمانهاى امنيتى منطقهاى خارج شد؛ و از همه مهمتر اينكه بنياد سياست امنيتى دو ستونى آمريكا در خليج فارس فرو ريخت.
اندكى پس از پيروزى انقلاب، ايران به طور همه جانبه به وسيله ارتش بعثى عراق مورد حمله قرار گرفت. سياست اتخاذ شده از سوى آمريكا، با وجود رضايت از تهاجم عراق به ايران، اين بود كه هيچ يك از دو كشور به پيروزى كامل دست نيابد، و طرفين آن قدر با يكديگر مبارزه كنند تا نيروى نظامى آنها به طور كامل تحليل رود» .