نگاهى نو به جنگهاى صليبى - بینش، عبدالحسین - الصفحة ١٥٨
٣. سياستهاى آمريكا در خليج فارس ايالات متحده آمريكا پس از ورود به خليج فارس، بر مبناى ديدگاههاى استراتژيستها و طراحان سياست خارجى خود، چند سياست امنيتى مشخص و استراتژى اعلام شده زير را نسبت به كشورهاى حاشيه اين منطقه در پيش گرفته است.
١- ٣. سياست امنيت دوستونى:
اين سياست از سوى نيكسون- رئيس جمهور وقت آمريكا- اعلام گرديد و مطابق آن تأمين امنيت خليج فارس بر دو ستون نيرومند يعنى ايران و عربستان سعودى مبتنى گرديد.
ايران به سبب داشتن ارتشى نيرومند و برخوردارى از ساحلى طولانى در خليج فارس عهده دار نقش نظامى گرديد و عربستان سعودى با بهرهمندى از ثروت هنگفت حاصل از در آمدهاى نفتى، تأمين منابع مالى سياست امنيتى مورد نظر آمريكا را عهده دار گشت «١».
٢- ٣. استراتژى ايجاد نيروهاى واكنش سريع:
با سقوط شاه و از ميان رفتن يكى از قدرتمندترين هم پيمانان آمريكا در خليج فارس، اين كشور در صدد بر آمد تا با تشكيل نيروى موسوم به واكنش سريع، زمينه مداخله مستقيم نيروهاى نظامى در خليج فارس، آنهم در كوتاهترين زمان ممكن، فراهم سازد. تهاجم شوروى در سال ١٩٧٩ م، به افغانستان- انگيزههاى دولتمردان ايالات متّحده را براى تشكيل چنين نيرويى كه ايده آن از سالها پيش (١٩٥٨) مطرح شده بود-، چندين برابر كرد «٢».
هدف نيروهاى واكنش سريع در وهله نخست محافظت از منافع حياتى آمريكا در خليج فارس و جنوب غرب آسيا و عمدتاً محافظت از نفت منطقه بود. آمريكاييها كه پس از پيروزى انقلاب اسلامى و نفوذ آن در ميان ملتهاى مسلمان، منافع خود در خليج فارس را در معرض خطر مىديدند، براى جلوگيرى از محروميّت كشورهاى پيشرفته صنعتى از منابع انرژى خليج و نيز جلوگيرى از ورشكستگى متحدان آمريكا و اقتصاد جهانى، لازم ديدند كه از نيروهاى نظامى استفاده كنند «٣».