نگاهى نو به جنگهاى صليبى - بینش، عبدالحسین - الصفحة ١٥٥
نفوذ اتّحاد جماهير شورى (سابق) مىديد، با سلطه انحصارى آن كشور بر منطقه نيز هيچگونه مخالفتى نداشت؛ و البته لازم بود كه خلأ حاصل از خروج بريتانيا پر گردد. از آن پس دور تازهاى از روابط ميان آمريكا با كشورهاى حوزه خليج فارس و ازجمله ايران آغاز مىگردد كه مىتوان آن را در دو مقطع دوران «جنگ سرد» «١» و حاكميت نظام دو قطبى بر جهان و دوران «پس از جنگ سرد» و فرو پاشى شوروى، تلاش آمريكا براى ايجاد نظم نوين در جهانى يك قطبى مورد بررسى قرار داد. در مبحث دوران پس از جنگ سرد نيز آنچه را كه به ايران مربوط مىشود در دو بخش قبل و بعد از انقلاب اسلامى مىتوان مورد بحث قرار داد؛ و در پايان، حوادث پيش آمده، پس از «يازده سپتامبر» «٢»، خاورميانه را بايد در چارچوب نظريه برخورد تمدنها و آغاز جنگهاى صليبى جديد تحليل و تفسير كرد.
اما پيش از هر چيز لازم است به جنبههاى گوناگون اهميت خليج فارس براى آمريكاو اصلىترين انگيزههاى حضور اين كشور در منطقه و نيز زمينههاى اين حضور اشاره گردد.
١. دلايل حضور آمريكا در خليج فارس ١- ١. مقابله با نفوذ شوروى:
قدرت فزاينده آمريكا پس از جنگ دوم جهانى به اين كشور امكان داد كه در بيشتر نقاط دنيا حضور يابد؛ و مبارزه با كمونيسم و جلوگيرى از نفوذ شوروى و ايجاد موانع امنيتى بر گرد اين رقيب قدرتمند اقتضا مىكرد كه ايالات متحده بر حوزه خليج فارس پنجه افكند.
٢- ١. انرژى و وجود منابع بسيار بزرگ نفت در زير بستر خليج فارس؛ آمريكا كه تا پيش از سال ١٩٤٨ م يكى از صادر كنندگان نفت بود، از آن پس به وارد كننده تبديل گشت و دليل آن