نگاهى نو به جنگهاى صليبى - بینش، عبدالحسین - الصفحة ١٤٥
اگر جهان دايرهاى باشد كه بخواهيم مركز آن را بيابيم، به خوبى مىتوان توجيه كرد كه اين مركز خليج فارس است. براى ثبات و سلامت جهان امروز جايى به اهميت خليج فارس وجود ندارد «١».
اين اهميت استراتژيك خليج فارس آن را به صورت ميدانى براى حضور رقابتآميز قدرتهاى استعمارى در آورد.
پرتغاليها، هلنديها، فرانسويها و روسها هر يكى چيرگى بر اين منطقه را براى سياستهاى استعمارى خود در خاور زمين ضرورى يافتند. با شكست فرانسويها در جنگهاى ناپلئون، انگليسيها، روسها، عثمانيها و ايرانيان، همزمان يا يكى پس از ديگرى، رقباى اصلى در منطقه شدند. محيط سياسى كه هر يك از اين قدرتها در منطقه آفريدند، به ويژه محيطى كه انگليسيها نزديك يك قرن و نيم در منطقه فراهم آوردند، همراه با زندگى اقتصادى كه بر گرد صيد و بازرگانى مرواريد دور مىزد و بعدها جاى خود را به زندگى اقتصادى متّكى به توليد و بازرگانى نفت داد، همه به صورت پديده هايى از يك محيط متمايز در آمدند و آن محيط را جدا از محيطهاى اطراف، شخصيتى ويژه و متمايز از ديگران دادند. محيطى كه با اطمينان مىتوان «منطقه ژئوپلتيك خليج فارس» نامش داد «٢».
پس از كشف نفت در خليج فارس و كشورهاى پيرامون آن و با توجه به نقش آن و جايگاهى كه اين «طلاى سياه» در تأمين انرژى جهانى دارد، اين منطقه در رأس مناطق استراتژيك جهان قرار گرفته است؛ كه در مباحث مربوط به دلايل حضور آمريكا در خليج فارس به آن پرداخته خواهد شد.
٣. اهميت تجارى و ارزشهاى اقتصادى خليج فارس خليج فارس به عنوان شاهراه، بندر و بار انداز تجارت ميان شرق و غرب دنيا از دير باز نزد اقوام عيلامى، آشورى، بابلى، كلدانى، فنيقى، ايرانى و سرانجام ملل اروپايى حايز اهميت ويژه بوده است. آغاز شهرت جهانى خليج فارس به دوران اسكندر مقدونى مىرسد كه با پيمودن آبها و نيز مناطق ساحلى اين خليج، ارزش تجارى و جايگاه نظامى آن را براى جهانيان آشكار ساخت «٣».