نگاهى نو به جنگهاى صليبى - بینش، عبدالحسین - الصفحة ١٠٥
فرانسه و سرزمينهاى دامنه آلپ و جنوب آلمان به تبليغات پرداخت. در بهار سال ١٣٩٦ م پادشاه مجارستان سپاهى نيرومند از مسيحيان اروپاى غربى گرد آورد و براى جنگ با عثمانيها آماده شد. اما به دليل نداشتن انگيزه قوى دينى اين سپاه از هم پاشيد و «بايزيد»، سلطان عثمانى، موفق شد آنان را در «نيكوپوليس» به سختى شكست دهد. آنگاه بايزيد حاكمان شبه جزيره لاتينى «موره» را كه با صليبيها هم پيمان شده بودند به سختى گوشمال داد و سرزمينهايشان را ويران ساخت «١».
جنگ صليبى وارنا پس از آنكه مراد عثمانى در صدد بسط قدرت خويش در شمال «بالكان» برآمد، نيروهاى مجارستانى به مقابله وى برخاستند. در اين وهله تركهاى عثمانى به سختى شكست خوردند و بار ديگر آتش جنگهاى صليبى بر افروخته شد. بر اثر تبليغات پاپ اوژن چهارم، مسيحيان در مجارستان، لهستان، آلمان و فرانسه با شور و اشتياق فراوان از اين جنگ حمايت كردند.
در تموز- مرداد- سال ١٤٤٣ م سپاه صليبى شهر «بوده» را به عزم جنگ با عثمانيها ترك گفتند كه به پيروزى آنها و بسته شدن پيمان صلح منتهى گرديد. اما اين پيمان به وسيله مجارها شكسته شد و جنگ بار ديگر در گرفت كه به پيروزى تركان عثمانى انجاميد «٢».
جزئيات بيشتر اين واقعه در كتاب تاريخ تركيه چنين آمده است: «در نتيجه انجمن مذهبى فلورانس در ١٤٣٩ م (٨٤٣ ه) كه مردم را به اتحاد كليساى شرق و غرب اميدوار كرده بود، پاپ اوژن چهارم انديشه جنگ صليبى تازهاى كرده بود كه مىبايست تركان را به آسيا باز پس نشاند، يا لااقل قسطنطنيه را كه بيش از پيش در تهديد بود از خطر برهاند.» «سپاه فراوانى مركب از مجارها و لهستانيها و آلمانها و والاكها به وسيله ولاديسلاو، پادشاه مجارستان و لهستان، گرد آمده بود. ژرژ برانكويچ امير صربها و جانشين استفان لازارويچ كه گاهى دست نشانده تركان و گاه دست نشانده مجارها بود به سپاه نصارا ملحق شده بود. اين سپاه نزديك بلغراد (بلگراد) از رود دانوب گذشت.»