نگاهى نو به جنگهاى صليبى - بینش، عبدالحسین - الصفحة ١٠٠
٦. مرد سياسى درگاه پاپ دهم، يعنى «ويليام آدم»، كه در مشرق زمين سفرها كرده و تا هندوستان رفته بود، پيشنهاد داد كه مسيحيان بايد ناوگانى در اقيانوس هند نگاه دارند و تجارت دريايى مصر را قطع كنند؛ و بار ديگر قسطنطنيه را نيز به تصرف در آورند.
٧. «ويليام دوران»، اسقف «ماند»، در سال ١٣١٢ م با نوشتن رسالهاى براى پاپ، لشكركشى را توصيه كرد.
٨. پيشوايان دو فرقه ميهمان نوازان و سواران معبد نيز پيشنهاد دادند كه بايد پهنه مديترانه از وجود مسلمانان پاك گردد «١».
با توجه به شرايط حاكم بر آن دوره عملى شدن پيشنهادهاى ياد شده چندان آسان نبود. اما برخى از اين پيشنهادها به عنوان حاصل تجربه گذشتگان، نزد آيندگان به يادگار ماند و در برخورد با مسلمانان و مسأله شرق مورد استفاده قرار گرفت.
بارى چند حمله نيز صورت گرفت كه يكى از آنهابه فرماندهى پطر يكم، پادشاه قبرس، به اسكندريه بود. از آنجا كه حاكم اسكندريه به سفر حج رفته بود و نيروهاى حاضر در شهر نيز تكافوى مقابله با انبوه نيروهاى صليبى را نمىداد، شهر سقوط كرد و خاطره غمناك سقوط اورشليم بار ديگر تكرار گرديد. رانسيمان رفتار صليبيها را در اين حمله چنين ارزيابى كرده است:
اين پيروزى با يك وحشىگرى بىنظير جشن گرفته شد. دو قرن و نيم جهاد، صليبيان را نكتهاى از مردمى نياموخته بود. كشتار اهالى اسكندريه را فقط با كشتار اورشليم در سال ١٠٩٩ م و قتل عام قسطنطنيه در سال ١٢٠٤ م مىتوان برابر شمرد. در انطاكيه و عكا، هرگز از مسلمين اين همه خون آشامى سر نزد. اسكندريه ثروتى بيكران داشت و مشاهده آن همه غنيمت بى حساب عقل از كله مهاجمان ربود. هيچ كس به جان امان نيافت و عيسويان بومى و يهوديان، پا به پاى مسلمين در غلتيدند. حتى بازرگانان اروپايى مقيم شهر كارخانهها و انبارهاى خويش را طعمه تاراج بى دريغ ديدند. از مقابر و مساجد همه هتك احترام شد و زيور آلات آنها به يغما رفت يا آنكه نابود گشت. كليساها نيز از تعرض مصون نماند؛ اگر چه يكى از بانوان بيباك ولى مفلوج قبطى، با فداكردن سرمايه شخصى توانست بخشى از