نظام سياسى اجتماعى اسلام - بهرامی، قدرت الله - الصفحة ٩٣
«هرگز شخص بخيل را مورد مشاوره قرار مده، چون او تو را از بذل و بخشش باز داشته و از فقر و بى چيزى مىترساند. همچنين از مشورت با شخص بى دل و ترسو بپرهيز، چون او تو را در كارها سست مىگرداند. از شخص آزمند و حريص نيز بپرهيز چون كه او ستمگرى را در نظرت موجه جلوه مىدهد.» «١» امام صادق (ع) نيز مىفرمايد:
«وَ لا تُشِرْ عَلى مُسْتَبِدٍ بِرَأْيِهِ وَلا عَلى وَغْدٍ وَ لا عَلى مُتَلَوِّنٍ وَ لا عَلى لَجُوجٍ ...» «٢» با مستبد و با سست خرد و با كسى كه رنگ عوض مىكند و نيز با شخص لجوج مشورت نكنيد.
مورد مشورت مشورت بطور معمول بايد در جايى صورت بگيرد كه موضوع در هالهاى از ابهام فرو رفته و از طريق مشورت رفع ابهام شود. در صورتى كه حكم موضوعى از نظر عقل يا شرع، مشخص و روشن باشد، جايى براى مشورت در مورد آن وجود ندارد. قرآن در اين مورد مىفرمايد:
«وَ ما كانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لا مُؤْمِنَةٍ اذا قَضى اللَّهُ وَ رَسُولُهُ امْراً انْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْامْرِ هِمْ وَ مَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالًا مُبينا» «٣» هيچ مرد و زن مؤمن را در كارى كه خدا و رسولش حكم كنند، اراده و اختيارى نيست (كه رأى خلافى اظهار نمايند) و هر كس نافرمانى خدا و رسول كند، به گمراهى سختى افتاده است.
در تاريخ نيز نمونههايى وجود دارد كه وقتى پيامبر (ص) فرمانى مىداد، برخى سؤال مىكردند كه اين مطلب امر است يا رأى و در صورتى كه امر بود، بى چون و چرا اطاعت مىكردند و آن را قابل مشورت ندانسته، دخالت نمىكردند، امّا نسبت به برخى ديگر از دستورات، شور و مشورت مىكردند؛ چنان كه آوردهاند، در برابر يكى از دستورات