نظام سياسى اجتماعى اسلام - بهرامی، قدرت الله - الصفحة ٣٥
درس سوّم: حكومت و رهبرى در اسلام مفهوم حكومت حكومت از در ريشه حكم و به معناى قضاوت كردن، فرمان دادن و فرمانروايى است. «١» بنابراين، حاكم؛ يعنى كسى كه فرمان مىدهد، قضاوت و حكومت مىكند.
وقتى از اين واژه سخن گفته مىشود، ممكناست يكى از سه معناى زير اراده شود: «٢» ١- عمل حكومت و رهبرى: يعنى اعمال حاكميت به وسيله رژيم سياسى.
٢- رژيم سياسى: بيانگر نوع رژيم حاكم است، مانند حكومت ايران كه جمهورى اسلامى است.
٣- ارگانهايى كه در عمل، حكومت را در اختيار دارند، مانند آنچه كه از معناى خاص دولت اراده مىشود، مثل قوه مجريه، شوراى وزيران يا كابينه.
بطور كلى، حكومت مجموعهاى از نهادها و سازمانهاى سياسى اجتماعى است كه براى اداره امور كشور و حفظ انتظام جامعه به وجود مىآيد. دولت به مفهوم عام آن، به وسيله اين نهادها تجلى يافته و اعمال حاكميت مىكند.
ضرورت وجود حكومت تاريخ، گوياى آن است كه بشر بنابر هدايت الهى و براى رفع نيازهايش به زندگى اجتماعى روى آورده است. جوامع انسانى در طول زمان، تغيير فراوان كرده واز اجتماعات كوچك و ساده به جامعههاى بزرگ و پيچيده كنونى تغيير يافتهاند. دراين