نظام سياسى اجتماعى اسلام - بهرامی، قدرت الله - الصفحة ١٣٦
كه به صلاح مسلمين باشد، اتّفاق نظر وجود دارد. «١» شهيد ثانى در شرح لمعه در پنج صورت قبول صلح از سوى مسلمانان را واجب دانسته است:
١- تأمين: در صورتى كه به يكى از كفار يا عدهاى از آنان قبل از اسارت، امان داده شود و مفسدهاى در اين امان نباشد، مانند كسب تأمين به منظور جاسوسى.
٢- پذيرش حكميت از سوى امام يا نماينده او.
٣- اسلام آوردن كفّار.
٤- در صورتى كه كافران قرار داد ذمّه را بپذيرند.
٥- انعقاد قراردادصلح بين مسلمين و كفّار. «٢» بطور كلى، در عقد قرارداد صلح بايد مصلحتى براى مسلمانان وجود داشته باشد؛ اين مصلحت ممكن است به خاطر ضعف سپاه اسلام، اميدوارى به مسلمان شدن دشمنان و نظاير اينها باشد.
نمونههاى صلح درصدر اسلام ١- پيامبر اكرم (ص) با اهل كتاب در مدينه معاهده بست و طى منشور مدينه، بر اصل همزيستى مسالمت آميز صحه گذاشت.
٢- پيامبر (ص) با مشركان قريش قرارداد صلح موقت بست. دستاورد اين صلح كه صلح حديبيّه نام گرفت، از همه غزوههاى رسول اكرم (ص) بالاتر بود، بگونهاى كه گسترش اسلام در جزيرةالعرب و فتح مكّه از نتايج اين صلح بود.
٣- رسول خدا (ص) با برخى از قبيله هاى مشرك عرب، همچون بنى غفار و بنى ضمره براى دفاع مشترك نظامى وارد مذاكره شد و پيمان بست.
٤- پذيرش حكميت در جنگ صفين كه هرگز مورد موافقت امام على (ع) نبود و بر او تحميل شد.