نظام سياسى اجتماعى اسلام - بهرامی، قدرت الله - الصفحة ٩٢
عقل، بردبارى، تجربه، ناصح بودن و تقوا.
داشتن حلم؛ يعنى تعادل روحى و سلامت روانى و عدم تندخويى و ظرفيت شنيدن اقوال مختلف؛ ناصح بودن؛ يعنى قصد نصيحت و ارشاد و رشد و دلسوزى داشتن؛ تجربه؛ يعنىآگاهى و كار آزمودگى وآشنايى با رموز دقيقىكه جزبا ممارست حاصل نمىشود.
وجود شرايط مذكور و نيز مشورت با افراد آراسته به آن، چنان داراى اهميّت است كه اميرالمؤمنين (ع) مىفرمايد:
«... فَانَّ مَعْصيةَ الْنَّاصِحِالشَّفيقِ، الْعالِمِ الُمجَرَّبِ تُوَرِثُ الْحِيَرَةَ وَ تُعْقِبُ النِّدامَةَ» «١» بدرستى كه مخالفت با نظر نصيحت كننده دلسوز وآگاه با تجربه موجب سرگردانى وحيرت و باعث پشيمانى خواهد شد.
آنچه گفته شد صفات ثبوتى بود كه مشاوران و اعضاى شورا بايد داشته باشند، ولى، برخى از خصلتها و ويژگيهاست كه مشاوران و مستشاران به عنوان صفات سلبى بايد فاقد آنها باشند كه عبارتند از:
١- جبن به معناى ترسو بودن كه ضد شجاعت است.
٢- بخل به معنى بخيل بودن، و آن صفت رذيلهاى است كه دارندهاش تنگ نظر بوده و از رساندن خير به ديگران امساك مىكند.
٣- حرص؛ يعنى طمع و آزمندى و وابستگى شديد به ماديات.
٤- استبداد رأى؛ يعنى تكروى و بىاعتنايى به سخنان و نظرات ديگران.
٥- وغد؛ يعنى سستى خرد.
٦- تَلَوُّن؛ يعنى نفاق و دورويى.
٧- لجاجت؛ يعنى اصرار كردن در موضع به ناحق خود.
٨- جهل و نادانى.
دارنده چنين صفاتى نمىتواند طرف مشورت و يا عضو شوراى مشورتى و تصميمگيرى باشد.
امام على (ع) در فرمان خود به مالك مىنويسد: