نظام سياسى اجتماعى اسلام - بهرامی، قدرت الله - الصفحة ٣١
انديشه جدايى دين از سياست تفكيك دين از سياست يا «لائيك گرى» ويا «سكولاريسم» اصطلاحى است كه در انديشه غربى داراى مفهومى خاص است. بنابراين عقيده، مسائل دنيوى مانند سياست، اقتصاد و معيشت بايد از مسائل دينى و مذهبى مستقل باشد و مذهب كه عبادت و مراسم مخصوصى است، امرى شخصى بوده و نبايد درسياست مداخله كند. «١» افراد به سبب داشتن فكر و شعور بر حسب ضرورت داراى عقيده هستند و بدون شك، فعاليتهاى اجتماعى خود را با توجه به نظرات و عقيده خود انجام مىدهند و بر جامعه تأثير مىگذارند و از آن متأثر مىشوند. سكولاريسم نيز خود نوعى عقيده است، اما عقيدهاى باطل.
برخلاف تصور اين انديشه، مذهب مشتى حركات عبادى بى روح نيست و اين تعبير ناشى از عدم شناخت آنان از اديان راستين و نتيجه منفى عملكرد كليساست.
يكى از اصول اساسى «سكولاريسم» اتكا به قوانين موضوعه بشرى به جاى شريعت الهى است، اما همان طور كه در بحث قانگذارى خواهد آمد، منبع قانونگذارى بايد الهى باشد كه علاوه بر علم به مصالح و مفاسد واقعى، از هر گونه خطا، نسيان و هوى و هوس نيز مبّراست.
اسلام، مجموعهاى هماهنگ و غير قابل تفكيك است و در تمام زمينههاى حيات انسانى ونيازهاى فردى و اجتماعى، رهنمودهاى هماهنگ با فطرت انسان ارائه داده است.
رابطه دين و سياست، رابطهاى موازى، آن طور كه در غرب يا توسط غربزدهگان مطرح مىشود، نيست بلكه دين شامل دين و دنياى تمام نهادهاى اجتماعى، اقتصادى، سياسى و فرهنگى است و سخن معروف شهيد مدرس كه گفته است «سياست ما عين ديانت و ديانت ما عين سياست ماست» تاييد كننده اين يگانگى است.