نظام سياسى اجتماعى اسلام - بهرامی، قدرت الله - الصفحة ١٠١
قانون، توانگرى و فقر آنان، شغل، زبان، نژاد، محل سكونت و ... بطور دقيق در مورد آنان اجرا شود. در اين مسأله روش اسلام بر اساس واقع بينى، قاطعيت و صراحت است و هر نوع تبعيض و جانبدارى ظالمانه را محكوم مىكند.
درآيات بسيارى از قرآن و نيز سيره معصومين (ع) بر رعايت عدالت و مساوات مردم در پيشگاه قانون تأكيد شده است، تا آنجا كه امام على (ع) فرمود:
«لَنْ تُقَدَّسَ امَّةٌ لايُؤْخَذُ لِلْضَّعيفِ فيها حَقُّهُ مِنَ الْقَوِىُّ غَيْرَ مُتَتَعْتَعٍ» «١» ملتى كه حق ناتوانهايش از توانگران بدون لكنت و ترس و نگرانى گرفته نشود، هرگز روى سعادت و خوشبختى نخواهد ديد.
و نيز به شريح چنين فرمان مىدهد:
هنگام قضاوت ميانمسلمانان مساوات در سخنگفتن و نگاهكردن و نشستن را رعايتكن تا نزديكان از تو در جانبدارى از حق خود طمعىنداشته و دشمن از دادگرى تو مأيوس نباشد. «٢» اصل امنيت مفهوم «امنيت» مصونيت از تعرض و تصرف اجبارى و بدون رضايت است، بدين صورت كه افراد جامعه هيچ بيم و هراس و نگرانى نسبت به حقوق و آزاديهاى مشروع خود نداشته باشند. به عبارت ديگر شهروند از هرگونه تعرض و تجاوز مانند قتل، جرح، ضرب، توقيف، شكنجه و ساير مجازاتهاى غير قانونى و خود سرانه و يااعمالى كه منافى شؤون و حيثيت انسانى اوست، در امان باشد. اهميّت امنيّت بدان حد است كه افراد به را حتى آزادى و گاه حيثيات انسانى خود را فداى آن مىكنند. در نظامهاى استبدادى تهديد امنيت افراد، از جمله عواملى است كه آنها را به سازش و يا سكوت وامىدارد.
قرآن يكى از اهداف استقرار حاكميت خدا در زمين را در نهايت، تأمين امنيّت و آسايش امّت ذكر كرده است و مىفرمايد: