نظام سياسى اجتماعى اسلام - بهرامی، قدرت الله - الصفحة ٢٠
كسانى كه باايدهئولوژى اسلامى آشنا هستند، مىدانند كه هدف آفرينش انسان، هدايت هر چه بيشتر او به سوى كمال و تقرب به خدا و فراهم كردن زمينه رشد و تكامل افراد است و چنين زمينهاى جز با ايجاد جامعهاى بر مبناى عدالت اجتماعى، ميسر نخواهد شد.
بنابراين، در صورت تزاحم بين منافع فرد و جامعه، براى ترجيح يكى از آنها، بايد با در نظر گرفتن هدف خلقت؛ يعنى رشد، تعالى و تكامل انسان، به سراغ احكام الهى و دستورات شرع مقدس رفت.
سنتهاى اجتماعى بر اساسى نظريه سوّمكه مورد تأييد اسلام است، جامعه وجود حقيقى داشته و بناچار، قوانين و سنن مخصوص به خود دارد كه مستقل از افراد و اجزا خود است. اسلام به وجود اين قوانين و سنتها معتقد است و آيات و روايات متعددى در اين زمينه وجود دارد. علاوه بر آن دلايل عقلى و تجربى نيز وجود قانون خاصى براى زندگى اجتماعى را تأييد مىكند. واژه خاصى كه در متون اسلامى براى قانونمندى جامعه و تاريخ به كار مىرود «سنت» است. «١» قرآن كريم براى بسيارى از اقوام و ملتها، سرنوشت مشترك بر شمرده و داشتن سر نوشت مشترك يعنى سنت داشتن جامعه و اعتلاها و انحطاطها را نتايج قطعى رفتارهاى مشخصى دانسته كه درجامعه به وقوع مىپيوندد، اين نظم و رابطه منطقى، همان وجود سنتهاست. «٢» برخى از سنتهايى كه در قرآن از آنها به اهميّت ياد شده عبارتنداز: سنت ظهور و سقوط امّتها، سنت ارسال رسل، سنت هدايت و اضلال، سنت پيروزى حق بر باطل، سنت مجازات، سنت امتحان و ابتلا، سنت مهلت دادن و سنت عبرت آموزى.