نظام سياسى اجتماعى اسلام - بهرامی، قدرت الله - الصفحة ٣٩
هر نظام سياسى غير اسلامى، نظامى شرك آميز است، چون حاكمش طاغوت است، موظفيم ماآثار شرك را از جامعه مسلمانان و از حيات آنان دور كنيم و از بين ببريم. «١» ٦- تشكيل حكومت به وسيله پيامبران الهى با بررسى آيات قرآن مجيد «٢» به اين نتيجه مىرسيم كه بسيارى از پيامبران الهى داراى حكومت بوده، به مسائل مردم رسيدگى و با طاغوتهاى زمان مبارزه مىكردند.
سنت و رويه پيغمبراكرم (ص)، دليل بر لزوم حكومت است. زيرا اوّلًا خود تشكيل حكومت داد و تاريخ گواهى مىدهد كه تشكيل حكومت داده و به اجراى قوانين و نظامات و به اداره جامعه برخاسته است ... ثانياً براى پس از خود به فرمان خدا تعيين حاكم كرده است. وقتى خداوند متعال براى جامعه پس از پيامبر تعيين حاكم مىكند، به اين معناست كه حكومت پس از رحلت رسول اكرم (ص) نيز لازم است و چون رسول اكرم با وصيت خويش فرمان الهى را ابلاغ مىنمايد، ضرورت تشكيل حكومت را نيز مىرساند. «٣» شكل حكومت در اسلام از دير زمان حكومتها را به سه نوع سلطنتى، اريستوكراسى (حكومت اشراف) و جمهورى تقسيم كردهاند كه ممكن است از نظر ساخت حقوقى به دو نوع بسيط و فدرال، اداره شوند.
دانشمندان اسلامى در مورد شكل حكومت اسلامى اتفاق نظر ندارند، اما اكثريت قابل توجهى از آنان، نوع حكومت اسلامى را غير منطبق با نظامهاى سياسى متداول دانسته و نظام خلافت و امامت را شكل اختصاصى حكومت اسلامى ذكر كردهاند. «٤» يك نظام حكومتى در صورتى اسلامى است كه قوانين و مقررات آن مغاير با احكام اسلام نباشد و اعمال حاكميت؛ يعنى اجراى قوانين مذكور از طرف مقام صلاحيتدار و به شيوه اسلامى صورت پذيرد، خواه اين حكومت به شكل جمهورى باشد يا غير آن.