نظام سياسى اجتماعى اسلام - بهرامی، قدرت الله - الصفحة ٢٩
«السِّياسَةُ اسْتِصْلاحُ الْخَلْقَ بِارْشادِهِمْ الىَ الطَّريقِ الْمُنْجى فى الْعاجِلِ وَ اْلآجِلِ» «١» سياست عبارت از اصلاح خلق با ارشاد و هدايت آنان به راهى كه در دنيا و آخرت سبب نجاتشان مىگردد.
سياست در فرهنگ علوم سياسى، بررسى كاركردهاى حكومت يا دولت، مديريت امور همگانى، احزاب سياسى و تدابيرى است كه حكومت به منظور اداره امور كشور اتخاذ مىكند و اين تدابير شامل سياست داخلى و خارجى مىباشد. «٢» امام خمينى (قدس سره) در مورد سياست مىفرمايد:
سياست اين است كه جامعه را هدايت كند و راه ببرد و تمام اين مصالح جامعه را مدّنظر بگيرد و اينها هدايت كند به آن چيزى كه صلاحشاناست. «٣» سياست در اسلام در اسلام هميشه جنبههاى معنوى عمل، بر ديگر جنبهها غلبه دارد و در سياست اسلامى نيز روح معنويت، حاكم است. بر خلاف آنچه كه درجهان امروز وجود دارد و موضوع اصلى سياست، حفظ قدرت و يا اعمال قدرت براى دنيا دارى است، در اسلام قدرت جزئى از حوزه كار سياست بوده و هدف سياست، هدايت بشر به سوى كمال و تعالى، ايجاد نظم و عدالت و جلوگيرى از ظلم و ستم است. اين مطلب تاآنجا اهميّت دارد كه امام على (ع) ملاك سياست را عدل دانسته، مىفرمايد:
«مِلاكُ السِّياسَةِ عَدْلٌ» «٤» ملاك سياست عدالت است.
واژه «سياست» و «سياستمدارى» در منابع و متون اسلامى زياد به كار رفته و از ائمه معصومين (ع) به عنوان «سياستمداران مردم» و «عارف به مسائل سياسى» ياد شده است: