نظام سياسى اجتماعى اسلام - بهرامی، قدرت الله - الصفحة ٦٤
٤- وجود، خطا، نسيان و غفلت در افراد بشر باعث نقص قوانين مىگردد.
مطلبى كه در اينجا قابل ذكر است اينكه حكومتهاى بشرى، صلاحيت و مشروعيت خود را براى وضع قوانين محدود كننده و مجازاتها از كجا كسب مىكنند؟ عمدهترين جوابى كه براى اين سوال داده شده است، اينكه در حكومتهاى دموكراسى، مردم با شركت در انشخاب كارگزاران به اعمال آنها مشروعيت مىدهند.
علاوه برآنكه اشكالات گذشته برشيوه دموكراسى، هم وارد است، اصولًا نظام دموكراسى بر حاكميت اكثريت استوار است و اغلب تحقق پيدا نمىكند و در صورت تحقق، دفع افسد به فاسد است، چون نظريات اكثريت بر اقليت تحميل مىشود. «١» ضرورت الهى بودن قانون بنا بر آنچه كه در ويژگيهاى قانون مطلوب و قانونگذار صالح گفته شد، كسى جز خداوند حكيم بر تمامى مصالح و نيازهاى بشر آگاهى كامل ندارد. ازاين رو، كاملترين و بهترين قانون، قانون الهى است.
قانون در نظام اسلامى، برپايه اصول و ارزشهاى اسلامى استوار است. در قرآن به اين مطلب تصريحشدهاست كه خداوند، همراهپيامبران، كتاب نيز فرستاد تابر اساس آن به اقامه قسط بپردازند.
«لَقَدْ ارْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَيِّناتِ وَ انْزَلْنا مَعَهُمُ الْكِتابَ وَ الْميزانَ لِيَقوُمَالنَّاسُ بِالْقِسْطِ» «٢» ما رسولان خود را با دلايل روشن فرستاديم و با آنها كتاب (آسمانى) و ميزان (شناسايى حق و قوانين عادلانه) نازل كرديم تا مردم عدالت را به پا دارند.
«فَاْحكُمْ بَيْنَهُمْ بِما انْزَلَ اللَّهُ وَ لا تَتَّبِعْ اهْوائَهُمْ عَمَّا جائَكَ مِنَ الْحَقِّ» «٣» برطبق احكامى كه خدا نازل كرده، در ميان آنان حكم كن و از هوا و هوسهاى آنها پيروى مكن و از احكام الهى روى مگردان.