نظام سياسى اجتماعى اسلام - بهرامی، قدرت الله - الصفحة ٥٥
«لَنْ يَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكافِرينَ عَلَى الْمُؤْمِنينَ سَبيلًا» «١» خداوند هرگز براى كافران بر مؤمنان سلطهاى قرار نداده است.
در روايت «عمربن حنظله» از امام صادق (ع) چنين خوانديم:
«يَنْظُرانِ مَنْ كانَ مِنْكُمْ ...» ضمير «كم» در اين روايت شريفه اشاره به شيعه اماميّه است.
در روايت مشهورى، پيامبراكرم (ص) مىفرمايد:
«الْاسْلامُ يَعْلوُا وَ لايُعْلى عَلَيْه» «٢» اسلام برترين عقيده است و چيزى برتر از آن نيست.
فقها علاوهبر مسلمانبودن، شيعهبودن حاكم و رهبر را از ضروريات مذهب دانستهاند. «٣» ٣- عدالت و تقوا عدالت، ملكهاى است نفسانى كه شخص عادل را از ارتكاب گناهان كبيره و اصرار بر صغيره باز مىدارد. تقوا ملكه خويشتندارى در برابر گناه و تمايلات نفسانى است. فرد متقى در همه حال، بر هواى نفس خويش مسلط بوده و جز اطاعت فرمان خدا تحت تأثير انگيزه ديگرى واقع نمىشود. تقوا مقدمه عدالت است.
در كلام معصومين (ع) از عدل به عنوان «حياة الاحكام»، «خير السياسات»، «نظام الامره» و «قوامالرعيه» ياد شده است. «٤» در قرآن كريم، به صراحت بيان شده است كه امامت به ستمگران نمىرسد و افراد از اطاعت ظالمان و بى تقوايان منع شدهاند و بهترين مردمان، با تقواترين آنها هستند.
«لايَنالُ عَهْدى الظَّالِمينَ» «٥»