نظام سياسى اجتماعى اسلام - بهرامی، قدرت الله - الصفحة ٩٧
درس دهم: سياستهاى اجتماعى اسلام (٢)
حقوق و آزاديهاى اساسى در اسلام در نظامهاى مختلف حقوقى، نگرش متفاوتى نسبت به حقوق و آزاديهاى اساسى وجود دارد كه مهمترين آنها «نظريه حقوق طبيعى و فطرى» و «نظريه حقوق موضوعه» است.
براساس بينش اوّل، حقوق و آزادى انسانها از طبيعت و فطرت انسان و جامعه سرچشمه مىگيرد، در حالى كه نظريه دوّم اين حقوق را مجموعه مقرراتى مىداند كه از طرف خود افراد بشر وضع مىشود و با توجه به زمان و مكان متغير است. «١» در بينش اسلامى، انسان خليفه خداست «٢» و حق آزادى و اختياراو محفوظ و غير قابل سلب است. از نظر اسلام، ارزش انسان و بهرهمندى او از حقوق و آزاديها بدان دليل است كه خداوند اين حق را به او اعطا كرده است.
بطور اجمال، بايد بگوييم اين حقوق از طرف خداوند متعال به بندگان اعطا شده است و هيچ كس حق ندارد نسبت به آنها تجاوز كند، حتى خود شخص نيز نمىتواند حيات، كرامت، و آزادى خود را محدود يا از بين ببرد. قرآن كريم در مورد اعطاى كرامت به انسانها مىفرمايد:
«وَلَقَدْ كَرَّمْنا بَنى آدَمَ وَ حَمَلْناهُمْ فىِ الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ رَزَقْناهُمْ مِنَ الطَّيِّباتِ وَ فَضَّلْناهُمْ عَلىَ كَثيرٍ مِمَّنْ خَلَقْنا تَفْضيلًا» «٣»