نظام سياسى اجتماعى اسلام - بهرامی، قدرت الله - الصفحة ٨٨
در مورد كفار نيز كه بر ضد مسلمانان متحد شده بودند، كلمهاحزاب به كار رفته است:
«وَ لَمَّا رَا الْمُوْمِنُونَ اْلَاحْزابَ قالُوا هذا ما وَعَدَنَا اللَّهُ وَ رَسُولُهُ ...» «١» و چون مؤمنان لشكر احزاب را ديدند، گفتند: اين همان (جنگى) است كه خدا و رسولش به ما وعده دادند.
در آيه ديگرى مىفرمايد:
«اولئِكَ حِزْبُ الشَّيْطانِ الا انَّ حِزْبَ الشَيْطانِ هُمُ الْخاسِرُونَ» «٢» آنان حزب شيطان هستند و آگاه باشيد كه بدرستى حزب شيطان از زيان كارانند.
حزب در انديشه اسلامى ممكن است تصور شود كه چون انديشه اسلامى، يك انديشه همگون و منسجم بوده و تفرقه نيز در اسلام محكوم است، بنابراين وجود انديشههاى حزبى و تعدد احزاب در جامعه اسلامى بى معناست و در جامعه اسلامى بايد يك حزب وجود داشته باشد و آن حزباللَّه است، ولى اين تصور، تصور صحيحى نيست، چرا كه تحزب اگر به صورت منطقى و در چارچوب اصول و مبانى اسلامى و گروه بنديهاى سياسى براى ارائه الگوهاى بهتر باشد، نه تنها بد نيست، بلكه بهترين وسيله براى تحقق آرمانهاى اسلامى از جمله امر به معروف و نهى از منكر است. مفهوم نظارت عمومى، ايجاب مىكند كه افراد جامعه به صورت فردى يا گروهى ناظر اعمال يكديگر باشند. بنابراين، ارشاد مىتواند به صورت گروهى يا حزبى انجام شود و آنچه كه ممنوع است تجاوز از چارچوب «اصول اسلامى» است.
اصول انتخاب احسن، فتح باب اجتهاد، تعاون و همكارى، ضرورت امر به معروف و نهى از منكر، گروه گرايى و تحزب را مشروعيت مىبخشد.