نظام سياسى اجتماعى اسلام - بهرامی، قدرت الله - الصفحة ٥٨
«مَنْ احْسَنَ الْكِفايَةَ اسْتَحَقَّ بِالْوِلايَةِ» «١» كسى كه كفايت و كاردانى بهترى داشته باشد، مستحق حكومت و ولايت است.
برخى، علاوه بر عدالت و تقوا بر نبودن صفت بخل و طمع در رهبرى تأكيد كردهاند. «٢» و نيز بنا بر روايات، رجوليّت و طهارت موْلد از شرايط رهبرى است.
اختيارات ولى فقيه هدف اسلام از تشكيل حكومت، تأمين سعادت دنيا و آخرت مردم است. بنابراين، حاكم اسلامى بايد داراى اختياراتى باشد كه بتواند در وصول به اين هدف تكليف خود را به انجام رساند.
امامخمينى (ره) حدود ولايت واختيارات ولىفقيهرا در زمانغيبت، همان ولايت واختيارات امام (ع) مىداند، مگر آنچه كه به جهات و مراتب شخصى و معنوى امام (ع) مربوط است. «٣» بطور كلى مهمترين اختيارات ولى فقيه را مىتوان به صورت زير بيان كرد:
١- ولايت در افتا از ولىفقيه به عنوان وارثانبيا، خليفه رسولخدا (ص) و حجت امامزمان برمردم، ياد شده است. براين اساس ولى فقيه بايد طبق ادلّه شرعى و موازين فقهى حكم مسائل را بيان كرده و در مسائلى كه مربوطبه حكومت و اموركشور است، احكام ثانويه را نيز صادر كند. و نيز در مواردى كه بنا بر مصالح مهمترى اجراى احكام اوليه و ثانويه ممكن نباشد، احكام حكومتى را بيان كند.
٢- قضاوت قضاوت از شؤون ولى فقيه است؛ به اين معنا كه وى مىبايست براى اجراى صحيح عدالت و فصل حضومت و رسيدگى به دادخواهى مردم، امكانات لازم را فراهم كند.
منصب مهم قضاوت از سوى خداوند متعال به نبى اكرم (ص) و از ناحيه ايشان به امامان