نظام سياسى اجتماعى اسلام - بهرامی، قدرت الله - الصفحة ٣٣
خلاصه دين در اصطلاح به معناى تعبّد و تدّين به يك مرام است و متدّين كسى است كه خدايى را براى جهان اثبات كند و براى خشنودى او اعمال مخصوصى را انجام دهد.
اسلام در لغت به معناى تسليم در برابر كسى يا چيزى است، امّا مفهوم آن مجموعه دستورات، قوانين و مقررات اخلاقى، سياسى، اجتماعى، اقتصادى و ... است كه در قرآن و سنت پيامبر (ص) وائمه (ع) بيان شده است و نيز اعتقاد و عمل به اين دستورات نيز اسلام است.
سياست عبارت است از اصلاح مردم، انجام امور آنان و هدايت آنان به سوى كمال و بطور كلى تدابيرى كه دولت براى اداره امور كشور اتخاذ مىكند.
دراسلام به سياست و سياستمدارى اهميت داده شده و از ائمه معصومين (ع) به نام «ساسة العباد»، «عارف بالسياسيه» و «عالم بالسياسه» ياد شده است. در سياست اسلامى جنبههاى معنوى سياست غلبه دارد و عدل ملاك سياست صحيح معرفى شده است و مردم از سياستى كه در آن دروغ، تزوير و نيرنگ باشد، نهى شدهاند.
برخى انديشههاى غربى دين را امرى فردى تلقى كردهاند كه معتقدان به آن، حق دخالت دادن باورهاى دينى خود در مسائل اجتماعى و سياسى را ندارند، امّا در اسلام چنين نظرى هرگز پذيرفته نيست، سياست در اسلام آميخته با تمام مسائل و دستورات آن است و جدايى بين مسائل سياسى اجتماعى و اعتقادات دينى در اسلام ناب محمدى (ص) غير قابل تصور است.