نظام سياسى اجتماعى اسلام - بهرامی، قدرت الله - الصفحة ١٧٣
نتيجه به كار گيرى زور و خشونت اين است كه مأموريت اصلى نيروهاى مسلح فراموش مىشود و نظاميان سياسى مىشوند؛ يعنى آنها هستند كه حكومت مىكننديا پشت پرده يك دستگاه غير نظامى را رهبرى مىكنند، مثل ارتش سودان كه نخست با كودتا حكومت را در دست گرفت. پس از مدتى و براى يك دوره، حكومت را به غير نظاميان واگذار كرد و دو باره اداره كشور را در دست گرفت. «١» البته دخالت نظاميان در مسائل سياسى تنها از طريق شركت در احزاب سياسى شكل نمىگيرد، بلكه نظاميان مىتوانند با در اختيار گرفتن پستها و مشاغل حساس در روند مسائل سياسى كشور ها مؤثر باشند. براى مثال، هر چند در كشورهاى پاكستان و تركيه، ورود به احزاب براى قواى مسلح ممنوع است، ولى تاريخ اين دو كشور گواه آن است كه در دورانهايى نظاميان وارد سياست شده و ايفاى نقش كرده اند. «٢» ٣- مخدوش شدن فعاليت سياسى سالم در جامعه دخالت نيروهاى مسلح درسياست باعث به وجود آمدن جّو رعب و وحشت در فضاى جامعه مىشود. اين دخالتها، موقعيت سياسى ساير گروهها را تضعيف و فعاليت سياسى سالم در جامعه را مخدوش مىسازد.
در صورتى كه نظاميان حق ورودبه دنياى سياست را داشته باشند، با توجه به ابزارى كه در دست دارند، مىتوانند ديدگاههاى خود را به دولت تحميل كنند؛ چنان كه ساموئل آدامز «٣» اظهار مى دارد:
«به هرحال يك ارتش ثابت به هر ميزان كه ممكن است در زمانى مورد نياز باشد، هميشه براى آزاديهاى مردم خطرناك است. سربازان اين آمادگى را دارند كه خود را هيأتى مجزا از ساير شهر وندان بپندارند آنان همشيه سلاحشان را در دست دارند ... بايد با چشم نگران مواظب چنين قدرتى بود.» «٤»