نظام سياسى اجتماعى اسلام - بهرامی، قدرت الله - الصفحة ١٧٢
اساس كار نظاميان را كه با وحدت و سلسله مراتب فرماندهى ميسر است، به هم ريخته و موجب تفرقه و درگيرى آنها شود.
امام خمينى- ره- مبتلا شدن نيروهاى مسلح به سياست را مثل مبتلا شدن انسانها به هرويين دانسته است. همانگونه كه هرويين انسان را بى اراده زندگى و هستى او را تباه مىكند و عدهاى ديگر براى او تصميم مىگيرند، امور سياسى نيز اراده و نظم نيروهاى مسلح را مختل مىسازد، ابتدا باطن نيروهاى نظامى را از بين برده و موجب پوسيدگى آنها مىشود و سپس كسانى كه در متن سياست، ورزيده شدهاند، هر گروه را به يك طرف كشانده و بنيان نيروهاى مسلح را به هم مىزنند. «١» ٢- به كار گيرى زور و خشونت براى رسيدن به قدرت سياسى هر چند نقش نيروهاى نظامى را درسرنوشت قدرت سياسى نمىتوان نا ديده گرفت، ولى اين نقش بايد به عنوان پشتيبان سياسى در پشت سر قانون اساسى قرار گيرد، نه اينكه آنها خود قدرت سياسى را به دست بگيرند.
با توجه به پيچيدگى قدرت سياسى، نظاميان صلاحيت و توانايى لازم براى اين كار را ندارند. بعلاوه انحصار قدرت سياسى دردست آنها، مرگ آزادى و حقوق سياسى مردم و در نتيجه ضعف حيات سياسى جامعه را به دنبال خواهد داشت. «٢» انگيزه نظاميان در مسند قدرت ممكن است به بهانه هاى فساد هيأت حاكم، جلوگيرى از دخالت قدرتهاى بيگانه، واكنش دربرابر نارساييهاى جامعه و ... باشد ولى همين حضور، بطور موقت نيز، خطر بروز استبداد را به دنبال دارد، چرا كه آنها ممكن است ابتدا قول دهند كه هر چه زودتر قدرت را به برگزيدگان مردم واگذار كنند، اما وقتى مدتى بر سر قدرت ماندند آن را ترك نكنند. و بدين ترتيب، استبداد طولانى شكل گيرد.
آنها ممكن است براى ماندن بر سر قدرت دلايل موجهى مثل در خطر بودن استقلال، ضرورت نظم و امنيت كشور و جلوگيرى از هرج و مرج را بهانه قرار دهند. «٣»