نظام سياسى اجتماعى اسلام - بهرامی، قدرت الله - الصفحة ١٤٠
١- كفار كافر به كسى گفته مىشود كه يا به خدا اعتقاد ندارد و يا براى خدا شريك قائل است.
اين گروه كفّار حربى هستند. قرآن در مورد ضرورت پيكار با اين افراد مىفرمايد:
«وَ اقْتُلُوهُمْ حَيْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ» «١» بكشيد آنان را هر جا كه بيابيدشان.
«فَخُذُوهُمْ وَ اقْتُلُوهُمْ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ ...» «٢» بگيريدشان و هر جا كه آنان را يافتيد بكشيد.
صاحب لمعه مىگويد: جنگ با اين افراد واجب است تا اينكه يا مسلمان شوند و يا كشته شوند و غير از اين از آنان پذيرفته نيست. «٣» استثنايى كه بر اين اصل كلى وارد است، مربوط به كفّار معاهد مىشود كه با مسلمانان پيمان بسته اند.
٢- گروهى از اهل كتاب اهل كتاب عبارتنداز يهوديان، مسيحيان و زرتشتيان كه خدا پرست و داراى كتاب الهى هستند و وضعيّت آنان با گروه اول متفاوت است. اينان اختيار دارند كه يكى از امور زير يعنى قبول اسلام يا پرداختن جزيه و زندگى تحت حكومت قوانين اسلام يا جنگ را انتخاب كنند. و در صورت قبول جزيه، ملزم به رعايت شرايطى در كشور اسلامى هستند و در مقابل، از حقوقى برخوردارند.
٣- بغاة و توطئه گران داخلى باغى كسى است كه بر امام معصوم (ع) يا نايب بر حق او و عليه حكومت اسلامى خروج كند. چنين شخصى در حكم كافر است، چون با اين عمل با خدا و رسول خدا