فلسطين و صهيونيزم - حسنی، مهدی - الصفحة ٦٥
يا «صهيونيسم بدون صهيون» مطرح شد. با اين همه، سه سال پس از مرگ هرتصل (: ١٢٨٦ ش./ ١٩٠٧ م.)، همچنان تلاشهاى ديپلماتيك براى تأسيس يك دولت يهودى ادامه يافت. «١» عملگرايان «٢».
مرحله دوم ديپلماسى صهيونيستى، از ١٢٨٦ ش./ ١٩٠٧ م. آغاز و در ١٢٩٣ ش./ ١٩١٤ م. به پايان رسيد. ديپلماسى جديد، همانند ديپلماسى پيشين فعال نبود؛ زيرا اقدامات عملى نيز براى نيل به هدف صهيونيستى بهكار گرفته شد و اين موضوع منجر به كاهش فعاليتهاى ديپلماتيك گذشته گرديد. به ديگر سخن، از كنگره هشتم صهيونيستى (: ١٢٨٦ ش./ ١٩٠٧ م.) اين انديشه كه «پيش از گرفتن منشور از سلطان عثمانى، نبايد فعّاليت عملى براى مستعمره ساختن فلسطين آغاز شود» جاى خود را به ضرورت نفوذ و رخنه تدريجى و عملى بدون كسب مجوّز در فلسطين، با هدفِ در دست گرفتن حيات اقتصادى بهعنوان مهمترين راه براى استعمار كامل سپرد. چنين تحوّلى بهمعناى پايان عمر منشورگرايان به رهبرى هرتصل و هوادارانش و آغاز حيات سياسى عملگرايان به رهبرى كسانى چون حيم وايزمن بود. «٣» افزون بر اين، از ١٢٨٧ ش./ ١٩٠٨ م. راه براى اجراى نقشههاى عمل