فلسطين و صهيونيزم - حسنی، مهدی - الصفحة ٢٠٢
فلسطين اشغالى، بهويژه در نوار غزّه و كرانه باخترى رود اردن محسوب مىشود. شيخ عبدالعزيز عوده، رهبر معنوى جنبش جهاد اسلامى، مىگويد: «انقلاب [امام] خمينى مهمترين و جديدترين تلاش در بيدارسازى اسلامى براى اتحاد ملتهاى مسلمان بود.» و نيز برژينسكى، مشاور امنيت ملّى دولت كارتر مىنويسد: «تجديد حيات اسلام بنيادگرا در سراسر منطقه با سقوط شاه و تشنجات ناشى از ايران امام خمينى، يك مخاطره مستمرّ براى منافع ما در منطقهاى كه حيات جهان غرب كاملًا به آن وابسته است، ايجاد كرده است.» «١» بنابراين، انقلاب اسلامى برداشتى نوين از اسلام و قرآن در جوامع اسلامى و نيز در جامعه سنّى مذهب فلسطين پديد آورد؛ چنان كه روند مخالفت با دولتهاى فاسد و سركوبگر را تشديد كرد، به مبارزه آشكار عليه آموزههاى تحميلى ضد دينى دامن زد، تلاش براى تحقق برابرى و عدالت اجتماعى را شدت بخشيد، واكنش مسلمانان در برابر غرب و غربزدگى را توسعه داد و يأس و نااميدى سالهاى پايانى دهه ٥٠ ش./ ٧٠ م. را از ميان برد. يكى از مهمترين علّتهاى ناكامى ساف در مبارزات ضد اسرائيلى نيز برخوردار نبودن از درك شرايط نوينى بوده است كه انقلاب اسلامى در جهان آفريد. ولى به عكس ساف، حركت اسلامى نوين فلسطين، شيوههاى انقلاب اسلامى را مبناى مبارزات ضد صهيونيستى خويش قرار داده است. شيخ اسعد تميمى، از رهبران جنبش فلسطينى، بر آن است كه تا زمان انقلاب ايران، اسلام از عرصه نبرد غايب