فلسطين و صهيونيزم - حسنی، مهدی - الصفحة ١٨٧
كه مسأله فلسطين را در آخر ليست اولويتهاى خود قرار دادند و همگان اين امر را كه حتى در كنفرانسهايى مثل كنفرانس سران در [بهمن ١٣٦٦ ش.] نوامبر ١٩٨٧ [م.] مشاهده كردند. «١» در سال ١٣٦٦ ش./ ١٩٨٧ م. براى نخستين بار، مسأله فلسطين تحتالشعاع مسألهاى ديگر، يعنى جنگ ايران و عراق، قرار گرفت. اسفبارتر اين كه در دو كنفرانس مزبور، برگزارى كنفرانس صلح اعراب و اسرائيل با حضور آمريكا و شوروى (سابق) به تصويب رسيد. «٢» ٤- ناتوانى گروههاى نظامى و سياسى در نجات فلسطين: با شكست اعراب در جنگ ١٣٤٦ ش./ ١٩٦٧ م. حضور مستقيم و مستقل عنصر فلسطينى در مبارزه عليه اسرائيل، به مقولهاى اجتنابناپذير تبديل شد. از اين رو، سازمانها و گروههاى نظامى (چريكى) و سياسى پديد آمدند كه كوشيدند با تكيه بر مبارزه مسلّحانه، فلسطين را از چنگال اسرائيل نجات بخشند. اما از اواخر دهه ٥٠ ش./ ٧٠ م. گروههاى مذكور و نيز ساف به ناتوانى نظامى خود براى رهايى فلسطين پى بردند و در نتيجه، رو به سستى نهادند و مبارزه سياسى را جايگزين مبارزه نظامى كردند، ولى بهزودى در اين شيوه نيز با شكست رو به رو شدند. سرخوردگى مردم از اين گروهها زمانى شدّت گرفت كه هر يك از آنها تحت نفوذ يكى از كشورهاى عرب، كه به آرمان فلسطينيان خيانت كرده بودند، درآمد. «٣»