فلسطين و صهيونيزم - حسنی، مهدی - الصفحة ١٠٥
بنابراين، آنان به تدريج دريافتهاند كه تنها در پرتو جنگ مسلّحانه، كه بهوسيله فلسطينيان زمينهسازى و سازماندهى شود و از سوى آنان حمايت گردد، در كسب استقلال كشورشان موفق خواهند شد. «١» حاصل چنين برداشتى، گرايش به تأسيس سازمان يا سازمانهاى چريكى فلسطينى، همانند فتح بوده است. براى نيل به اين مقصود، مراحل تهيّه، تدوين و توسعه قوانينِ لازم براى انجام كار تشكيلاتى و نظامى نهانى، گردآورى اعضاى شايسته، پديد آوردن آمادگى ذهنى در افكار عمومى، تصويب اساسنامه، تعيين استراتژى، تاكتيك، ابزار كار، منابع مالى، چگونگى عضوگيرى، وظايفِ ارگانهاى مختلف سازمان و ...
پشت سر گذاشته شد. سپس، سازمان فتح، كه ائتلافى از گروههاى زيرزمينى فلسطينى بود، به رهبرى ياسر عرفات در ١٠ اكتبر ١٣٣٨ ش./ ١٩٥٩ م. اعلام موجوديت كرد. «٢» اين سازمان هدف خود را بدون آن كه ملزم به رعايت ايدئولوژى خاصى باشد، «٣» آزادسازى فلسطين از راه مبارزه مسلّحانه و تأسيس حكومتى مردم سالار مركّب از مسلمانان، يهوديان و مسيحيان دانست. «٤» فتح به علت اتخاذ استراتژى دخالت نكردن در امور داخلى كشورهاى عرب و نيز بهدليل تلاش در حل مناقشات ميان اعراب، از حمايت كويت