فلسطين و صهيونيزم - حسنی، مهدی - الصفحة ١٢٨
عليه اسرائيل شكل گرفت؛ ديدگاهى كه خواهان بهكارگيرى روش مسالمتآميز بود و ديگر، ديدگاهى كه خواستار اقدام انقلابى ضد اسرائيلى بود. شقيرى و جناح وى به تأثير از سياستهاى دولتهاى عرب، بهويژه مصر، با هرگونه توسعه فعّاليتهاى نظامى و گسترش سازمانهاى چريكى و اجراى عمليات ضد اسرائيلى مخالف بودند. جدال و ناسازگارى ميان مسالمتجويان و عناصر تندرو (: راديكالها)، منجر به استعفاى برخى از اعضاى كميته اجرايى ساف گرديد. در پى آن، شقيرى، كميته اجرايى را منحل كرد و شوراى انقلاب را جايش نهاد. ولى پيامدهاى شكست اعراب در جنگ ١٣٤٦ ش./ ١٩٦٧ م. با اسرائيل، مانند ضرورت حضور فعّال نظامى فلسطينيان در نجات فلسطين، موجب تضعيف جناح مسالمت جوى ساف شد و سرانجام بهكنارهگيرى شقيرى انجاميد. «١» مجلس ملّى نوينى كه پس از استعفاى شقيرى تشكيل شد، آزادى فعّاليتهاى چريكى در سرزمينهاى عربى براى انجام عمليات ضد اسرائيلى، مردود بودن قطعنامه ٢٤٢، تشكيل فرماندهى مشترك نظامى ميان گروههاى چريكى، يگانهسازى نبردهاى مسلّحانه را مورد تأكيد قرار داد. به دنبال آن، با اصلاح و جايگزينى موادّى جديد در منشور ملّى فلسطين، مانند «مبارزه مسلحانه تنها راه آزادى فلسطين است» بر نقش، وظيفه و گرايش نظامى ساف افزوده شد. بدين سان، عمر كوتاه مسالمتگرايانِ ساف پايان يافت و عناصر انقلابى، در آغاز راهى نوين قرار گرفتند. اين روند، پس از جنگ ١٣٤٦ ش./ ١٩٦٧ م. آغاز و با