فلسطين و صهيونيزم - حسنی، مهدی - الصفحة ٥٤
و رنج يهوديان دانست، بلكه اگر به يهوديان آزار و آسيبى نيز نمىرسيد، باز هم، تولد صهيونيسم بر پايه رشد ناسيوناليسم غربى ناگزير بود.
هرتصل نيز با بيان اين كه «مسأله تشكيل حكومت يهودى بيش از آن كه مسألهاى مذهبى يا اجتماعى باشد، مسألهاى ملّى است» بر تأثير فزاينده ملّىگرايى در خلق صهيونيسم تأكيد مىورزد. همچنين، مارتين بوبر، يكى از بزرگترين مناديان يهود قرن حاضر، بر ويژگى ناسيوناليستى صهيونيزم تأكيد مىكند. افزون بر اين، آلبرت اينشتين از زيانهاى گسترش ناسيوناليسم بر يهود، بيمناك بود. «١» اين اعتقاد كه يهوديت از روح جمعى و گروهى و زبان و دشمن و سرزمين مشترك بهرهمند است، همواره ميان يهوديان وجود داشته است.
ولى يهوديان در گذشته، قادر به بهرهگيرى از اين عناصر براى خلق دولت يهود نبودهاند. سرانجام گروهى با تأكيد بسيار برعناصر ناسيوناليستى يهود، زمينههاى ظهور صهيونيسم و تأسيس دولت يهودى را فراهم آوردند. البته، ظهور ليبراليسم «٢»، كه ميل به آزادى و برابرى را شدّت مىبخشد، در بهبود وضع عمومى، اجتماعى و سياسى يهود و ظهور ناسيوناليسم يهودى (: صهيونيسم) داراى سهم بوده است. «٣» امروزه برخى انديشهمندان، عناصرى را كه ناسيوناليسم افراطى