فلسطين و صهيونيزم - حسنی، مهدی - الصفحة ١٢٦
دولتهاى عرب بودهاند. به بيانى ديگر، اين گروهها بيش از آن كه اصيل و مردمى باشند، دست نشاندهاند و در نتيجه، تضادها در روش (: مبارزه سياسى يا نظامى)، ديدگاه (: واقعگرايى يا آرمانگرايى) و ايدئولوژى مبارزه (: ماركسيسم يا ناصريسم)، آرامش را از ساف ربوده و آن را در نيل به مهمترين هدفش، يعنى آزادسازى فلسطين، كه آرمان و هدف مشترك همه گروههاى فلسطينى بوده است، بازداشته است. «١» عملكرد سازمان آزادى بخش فلسطين ساف از آغاز تا ١٣٤٨ ش./ ١٩٦٩ م.
از آن هنگام كه ساف پا به عرصه حيات سياسى گذاشت، فراز و نشيبهايى فراوان در صحنه رفتار سياسى پشت سر نهاده است. در آغاز، مشى سياسى و نظامى آن، بهشدّت متأثر از استراتژى نه چندان انقلابى دولتهاى عربى بود. امّا با رسيدن عرفات به رياست ساف، موجى از اقدامات مسلّحانه و نظامى عليه اسرائيل به راه افتاد، ولى اين حركت به عللى، چون همراهى نكردن دولتهاى عرب با ساف و حتى خيانت آنها به سازمان آزادىبخش فلسطين متوقف شد. انتفاضه نشان از آن دارد كه مردم فلسطين از ركود، رخوت و ناتوانى ساف در هدايت مبارزات فلسطينى ناخرسندند. با اين همه، ساف به جاى عبرتگيرى از انتفاضه و در نتيجه تصحيح مشى خويش و اتكا به مردم، بيش از گذشته به سوى روش مسالمتجويانه و سازشكارانه سوق يافته است؛ روندى كه كم و بيش همچنان ادامه دارد.