فلسطين و صهيونيزم - حسنی، مهدی - الصفحة ١٢٠
پس از سالها مبارزه مسلّحانه عليه اشغالگران فرانسوى به پيروزى رسيدند. اين پيروزى، كه حاصل كوششهاى مستقل و متكى به مردم و مسلّحانه بود، فلسطينيان را به اين نتيجه رسانيد كه مبارزه مسلّحانه مردمى تنها راه آزادسازى فلسطين است. مادّه سوم اساسنامه ساف در اين باره مىگويد: «پيگيرى جنبش مبارزه فلسطين و تقويت انقلاب مسلّحانه و تلاش براى تداوم و گسترش آن ... تا حصول پيروزى، مورد نظر خواهد بود.» همچنين، در مادّه هشتم منشور ملى فلسطين آمده است:
مرحله فعلى زندگى ملّت فلسطين، مرحله مبارزه ملّى در جهت آزادى فلسطين است ... بر اين اساس، تودههاى فلسطينى ... جبهه واحدى را تشكيل مىدهند كه با مبارزه مسلّحانه براى آزادى فلسطين فعّاليت مىكنند. «١» ٣- انگيزه دولتهاى عربى: ناتوانى و شكست كشورهاى عربى براى ادامه مبارزه عليه اسرائيل، آنان را واداشت كه با تأسيس ساف، كار مبارزه ضد اسرائيلى را به فلسطينيان بسپارند و خود تنها به حمايت مادّى و معنوى از آن بپردازند. در اين صورت، از سويى مبارزه ضد صهيونيستى همچنان زير نفوذ و تحت نظارت كشورهاى عرب باقى مىماند و پيروزى فلسطينيان به حساب اين كشورها گذاشته مىشد و از سويى ديگر، دولتهاى عرب با اين اقدام، نگرانى فلسطينيان درباره كوتاهى اعراب براى نجات فلسطين را مىزدودند. بنابراين، راهى نوين براى گرايش دوباره فلسطينيان به دولتهاى عرب فراهم مىآمد كه حاصل آن، وحدت عربى بود و آن نيز در باور حكومتهاى عرب به آزادى فلسطين مىانجاميد. «٢»