فلسطين و صهيونيزم - حسنی، مهدی - الصفحة ١٤٧
كردند، امّا عراق، كه از حمله به كويت و اسرائيل به چيزى جز از دست دادن حمايت بيشتر كشورهاى عربى، غربى و شرقى و انزواى سياسى و مشكلات فراوان داخلى نرسيده بود، تصميم گرفت براى خروج از بحران، به عادى سازى روابط خود با اسرائيل دست زند. استراتژى جديد عراق، زمانى آشكار گشت كه خبر ديدار طارق عزيز معاون نخستوزير عراق و يك مقام دولت اسرائيل در پاريس در روزنامهاى اسرائيلى چاپ شد. طارق عزيز در اين ديدار خواهان ميانجىگرى اسرائيل براى بهبود روابط بغداد و واشنگتن شد و آمادگى كشورش را براى شركت در گفت و گوهاى صلح اعراب و اسرائيل اعلام كرد و به نشانه حسن نيّت به شمارى از يهوديان عراقى، اجازه مهاجرت به اسرائيل داد. «١» مصر تا پيش از جنگ شهريور ١٣٤٦ ش./ ژوئن ١٩٦٧ م. مصر به علّت نفوذى كه بر ساف و ديگر گروههاى مبارز فلسطينى داشت، تعيين كننده اصلى مسائل مربوط به فلسطين بود. سپس، با كاهش محبوبيت ناصر، از نفوذ مصر در اين سازمان كاسته و در عوض به نفوذ ساف افزودهشد. در دوره رياست جمهورى سادات، روابط ساف و مصر، گاه حسنه و گاه بحرانى بود.
دستور قطع برنامههاى راديويى ساف (: ١٣٤٩ ش./ ١٩٧٠ م.) و پايان دادن به حضور نظامى ساف در مصر (: ١٣٤٩ ش./ ١٩٧٠ م.) از مقاطع بحرانى، و اجازه پخش دوباره برنامههاى راديويى ساف (: ١٣٥٠ ش./ ١٩٧١ م.) و