فلسطين و صهيونيزم - حسنی، مهدی - الصفحة ١٣٢
از مرزهاى فلسطين و محدود كردن مبارزه ضد اسرائيلى به نخبگان كه از اصول مبارزاتى ساف بهشمار مىآمد، جاى خود را به روشهاى جهادى، فلسطين اسلامى، آميختگى دين و سياست، مبارزه در درون سرزمينهاى اشغالى و اتكا بر مردم داد. در نتيجه، ميان اهداف و آرمانهاى ساف با حركت نوين ضد اسرائيلى تفاوتى بنيادين وجود دارد و از اين روست كه ساف در مهار انتفاضه و احياناً بهكارگيرى آن عليه اسرائيل ناكام مانده است. «١» بدين سان، ساف به حركت خويش در جهت مخالف خواستههاى انتفاضه ادامه داد و حتى توجه نكردن و نپرداختن به نام و مسأله فلسطين در كنفرانس سران عرب در تير ١٣٦٦ ش./ آوريل ١٩٨٧ م. تأثيرى بر اين جهتگيرى ساف نگذاشت، به شكلى كه شوراى ملى فلسطين در ١٣٦٧ ش./ ١٩٨٨ م. قطعنامه ٢٤٢ و ٣٣٨ سازمان ملل متحد و يا در واقع موجوديت اسرائيل را به رسميت شناخت. همچنين، شوراى ملّى فلسطين، در اين سال به ايجاد يك منطقه خود مختار فلسطينى در كنار و همسايگى اسرائيل رضايت داد. سپس، ياسر عرفات، رژيم صهيونيستى را به رسميت شناخت و دستور توقف هرگونه اقدام نظامى عليه آن را صادر كرد و به عبارت ديگر، جنگ مسلّحانه ضد اسرائيلى مندرج در منشور ملّى فلسطين را به كنار نهاد. «٢» ساف و قطعنامههاى ٢٤٢ و ٣٣٨ سازمان ملل متحد شوروى (سابق) پس از آغاز جنگ شهريور ١٣٤٦ ش./ ژوئن ١٩٦٧ م.