فلسطين و صهيونيزم - حسنی، مهدی - الصفحة ١٧
بلكه چند صباحى در آن زيستهاند، و حتى در آن تمدنى بنا نكرده و بيشتر به خونريزى مشغول بودهاند. چنين رفتارى تا حدودى ريشه در دستورهاى تحريف شده دينى آنان دارد. در كتاب مذهبى آنان مىخوانيم:
و اگر با تو صلح نكرده با تو جنگ نمايند پس آن را محاصره كن، و چون يَهُوهَ خدايت آن را به دست تو بسپارد جميع ذكورانش را به دم شمشير بكش. ليكن زنان و اطفال و بهايم و آنچه در شهر باشد يعنى تمامى غنيمتش را براى خود به تاراج ببر و غنايم دشمنان خود را كه يَهُوهَ خدايت به تو دهد، بخور. «١» با ظهور اسلام، كوششهايى از سوى مسلمانان براى تصرف فلسطين صورت گرفت كه سرانجام در زمان عمر به ثمر نشست. نتيجه اين كه، فلسطين به منطقهاى اسلامى تبديل شد و به ترتيب تحت حاكميت بنىاميه، بنىعباس، طولونيه، فاطميا،، قرامطه و سلجوقيان درآگد. در سال ٤٧٤ ش./ ١٠٩٥ م. پاپ اوربن و پترس راهب، مسيحيان ر براى تصرف قدس فراخواندند. اين امر منجر به آغاز يك سلسله جنگ (: جنگهاى صليبى) شد كه تا ٦٧٠ ش./ ١٢٩١ م. ادامه يافت، و طى آن، ظدس چند بار به اشغال مسيحيان درآمد. امّا از ٦٧٠ ش./ ١٢٩١ م. تا ١٢٩٧ ش./ ١٩١٨ م. قدس، جز در مدتى كوتاه كه توسط فرانسويان و مصريان اشغال شد، در تصرف عثمانيان بود. «٢» شريف حسين (: شريف مكّه) با اعتماد به قول سِر هانرى