فلسطين و صهيونيزم - حسنی، مهدی - الصفحة ٨٠
سرانجام، لرد آرتور جميز بالفور وزير امور خارجه انگليس در دولت ديويد لويد جورج، نامه و اعلاميهاى خطاب به بارون ادموند جميز روچيلد ثروتمند يهودى و سرپرست فدراسيون صهيونيسم در انگليس صادر كرد. در بخشى از اين اعلاميه آمده بود: «دولت اعلىحضرت تأسيس يك موطن ملّى براى مردم يهود در فلسطين را بهديده مساعد مىنگرد و بهترين تلاشهاى خود را براى تسهيل وصول به اين هدف بكار مىبرد.» «١» اعلاميه بالفور بهرغم اين كه به دلايلى گوناگون، چون تناقض با تعهدات انگليس در برابر اعراب و تعارض با قرارداد سايكس پيكو داراى اعتبار قانونى نبود، و نيز با وجود مخالفتهاى عربى (چون مخالفت هفت شخصيت عربِ ساكن قاهره) و غربى (مانند مخالفت مجلس اعيان و عوام انگليس) در توافقنامه فروردين ١٢٩٨ ش./ ژانويه ١٩١٩ م. امير فيصل- فرزند شريف حسين- و دكتر وايزمن، و در كنفرانس تير ١٢٩٩ ش./ آوريل ١٩٢٠ م. سان ريمو- شوراى عالى متفقين-، و در قرارداد آبان ١٢٩٩ ش.
/ اوت ١٩٢٠ م. سِوْرْ «٢»- منعقده ميان تركيه و متفقين و سرانجام در مهر ١٣٠١ ش./ ژوئيه ١٩٢٢ م. در مقدّمه حكم قيمومت انگليس بر فلسطين از سوى شوراى جامعه ملل مورد تائيد و تأكيد قرار گرفت. بدين سان، يكى ديگر از سنگ بناهاى نخستين پيدايش اسرائيل نهاده شد. «٣»