فلسطين و صهيونيزم - حسنی، مهدی - الصفحة ٧٨
از سوى ديگر، در جريان جنگ جهانى اوّل، اميد صهيونيستها به مستعمره كردن فلسطين از طريق امپراتورى عثمانى و آلمان از آن رو كه آن دو كشور به تحقق خواستههاى صهيونيسم علاقهاى نشان نمىدادند، به يأس مبدل شد.
به اين مناسبت صهيونيستها در پى آن بودند تا به جانب قدرتى جهتگيرى كنند كه در صورت سقوط عثمانى، نقش عمدهاى در تصميمگيرى براى سرزمينهاى عرب و بهويژه فلسطين داشته باشد.
اين قدرت از نظر جنبش صهيونيسم، امپرياليسم بريتانيا «١» بود. «٢» در كنار اين تحول نظرى و ذهنى، عملًا اقداماتى چند صورت گرفت كه هر يك در تدوين و تسريع صدور اعلاميه بالفور مؤثر افتادند. بهعنوان نمونه:
١- روزنامه منچستر گاردين، در سر مقاله بهمن ١٢٩٤ ش./ نوامبر «٣» ١٩١٥ م. ضرورت تولد دولتى متحدِ انگليس در منطقه خاور ميانه را كه «نقش خط مقدم [در دفاع] از آبراه سوئز و مصر را بازى كند» متذكر شد.
اين مقاله «تأكيد مىكرد تنها ملّتى كه مىتواند چنين دولت متحدى را بر پا كند، ملّت يهود است.» «٤»