فلسطين و صهيونيزم - حسنی، مهدی - الصفحة ٦٣
٣- تقويت و بارور كردن احساسات و وجدان ملّى يهود.
٤- برداشتن گامهاى مقدّماتىِ مورد لزوم جهت كسب رضايت حكومت [عثمانى] براى رسيدن به هدف صهيونيسم. «١» ماده اوّل و چهارم اعلاميه بال، لزوم دست زدن به اقدامات ديپلماتيك را براى تحقق هدف تشكيل دولت يهودى، مورد تأكيد قرار داد. البته، پيش از برپايى كنفرانس بال، فعاليتهاى سياسى چندى براى قانع ساختن سلطان عثمانى بهمنظور مهاجرت يهوديان به فلسطين بهعنوان بستر لازم براى برپايى دولت يهودى صورت گرفت، از آن جمله:
الف- گروهى از عشّاق صهيون در ١٢٦٠ ش./ ١٨٨١ م. از دولت عثمانى خواستند كه به يهوديان اجازه مهاجرت به فلسطين داده شود.
ب- لاورنس اوليفانت «٢»، صهيونيست انگليسى در ١٢٦١ ش./ ١٨٨٢ م.
از طريق سفير آمريكا در عثمانى، از سلطان عثمانى، سفر و مهاجرت يهوديان به فلسطين را تقاضا كرد.
ج- سرساموئل مونتاگو «٣»، صهيونيست سرمايهدار انگليسى در ١٢٧٢ ش./ ١٨٩٣ م. تقاضايى را با امضاى مسؤولان اجرايى و دبيران شاخههاى عشّاق صهيون، براى سلطان عثمانى فرستاد كه در آن، خواهان لغو ممنوعيت مهاجرت يهوديان به فلسطين و خريد زمين از سوى آنان شد.
د- همچنين، هرتصل در ١٢٧٥ ش./ ١٨٩٦ م. و برخى ديگر از