فلسطين و صهيونيزم - حسنی، مهدی - الصفحة ٦٠
افزون بر آنچه گفته شد، اگر وعده بازگشت به سرزمين موعود، كلام وحى باشد، بهمعناى سرزمين جغرافيايى نيست، بلكه اعاده صهيون اشاره به انعقاد گونهاى پيمان با خداوند است. از اين رو، به نظر مىرسد فلسطين هيچگاه سرزمين موعود يهودى نبوده است. شايد از اين رو، مجمع اصلاح يهوديت در ١٢٦٤ ش./ ١٨٨٥ م. اعلام نمود كه انتظار بازگشت به فلسطين را ندارد، يا برخى از آنان گفتهاند، آمريكا و آلمان، صهيون يهوديان است. البته، حذف كلمه صهيون در ادعيه مذهبى نيز نشان از بىپايگى اين عقيده دارد كه صهيون در فلسطين است. «١» اين ادّعاى صهيونيسم نيز كه صهيون در فلسطين است، درست نيست؛ زيرا صهيونيستها در اوايل قرن بيستم ميلادى، برابر با اواخر قرن سيزدهم شمسى، فلسطين را پس از بررسى و رد مناطقى چون سورينام، كنيا، اوگاندا، آرژانتين، قبرس، موزامبيك و كنگو، بهعنوان جايى براى تأسيس حكومت يهود برگزيدهاند. نتيجه اين كه آنان حتى به اندازه يهوديان در انديشه فلسطين نبودهاند، و اين واقعيتكه صهيون براى صهيونيستها مهم نيست، با اعتراف پنسكر، صهيونيست مشهور بر اين كه «ما فقط به قطعه زمينى نياز داريم كه ... اعتقاد به خدا و كتاب مقدس ...
را به آنجا ببريم» و نيز با اين اعتراف هرتصل كه تلاش او براى تأسيس دولت يهودى، يك برنامه استعمارى است، روشنتر مىگردد. «٢»