فلسطين و صهيونيزم - حسنی، مهدی - الصفحة ٤٨
به ابزارى سودمند براى غرب مبدل مىشدند. «١» د- ادغامناپذيرى يهوديان: همواره زندگى اجتماعى يهوديان در اروپا همراه با مشكلات و موانعى بوده است. يهوديان توانايى هماهنگى و همسانى با جامعه غرب را نداشته و براى پاسدارى از آداب، سنن و عقايد يهودى، علاقهاى به ادغام از خود نشان ندادهاند و «٢» از اين كه ناچارند توان و نيروى خويش را در بهسازى، عمران و آبادانى تمدن غرب- تمدنى كه يهود در آن عنصرى بيگانه است- بهكار گيرند، هيچگاه خشنود نبودهاند.
از اين رو، بهسوى نظريه تأسيس دولت مستقل يهودى، كه مىتواند آنان را از شرّ غرب رهايى بخشد، گرايش يافتهاند. «٣» ه- جلوگيرى از تضعيف عقايد دينى: در دوره رنسانس و انقلاب صنعتى غرب، حصار زندگى گِتويى يهوديان فرو ريخت. اين امر مواجهه و برخورد يهوديان با فرهنگ غير خودى و تضعيف عقايد دينى را در پى داشت و از قدرت پاسخگويى يهوديت به نيازهاى نوين مردم يهودى كاست. در نتيجه، گروهى، كه به ظاهر در پى حفظ هويت ملّىو مذهبى يهود بودند، تحت تأثير عوامل مختلف و بهويژه نفوذ استعمارگران، به سياسى كردن يهوديت، يعنى آفرينش صهيونيسم، پرداختند. در دستيابى به اين هدف، حفظ انسجام نسبى يهوديان و ممانعت از تفرقه ضرورى