فلسطين و صهيونيزم - حسنی، مهدی - الصفحة ٣٥
مسيحى بود، اسكان يهوديان در فلسطين نهتنها براى انگلستان كه براى سراسر دنياى متمدن (: غرب) سودمند خواهد بود. هرتصل نيز بر آن بود كه يهوديان مىتوانند حلّال مشكل غرب باشند. ماكس نوردو، بهعنوان يكى از رهبران صهيونيسم در اوايل قرن بيستم ميلادى، معتقد بود كه «ما فرهنگ اروپايى را ... همچنان حفظ خواهيم كرد ... ما به اين فكر كه بايد آسيايى شويم مىخنديم.» پيشتر نيز يك كشيش مسيحى پيشنهاد كرده بود كه براى حفاظت از راه هندوستان لازم است يهوديان در فلسطين ساكن شوند. به هر حال، صهيونيستها خود را مشعلدار تمدن غرب مىدانند كه در تلاش است دموكراسى را در خاور ميانه و قلب آن حاكم كند. «١» بنابراين، نيازهاى فرهنگى، سياسى، اقتصادى و نظامى غرب، بهويژه انگليس، موجب پديد آمدن جريان فكرى صهيونيسم شد كه به حمايت از اسكان يهوديان در فلسطين همت گماشت؛ جريانى كه با غير دينى ساختن و سياسى كردن يهوديت، در پى تحقق و حفظ منافع استعمارى در خاور ميانه برآمد، در حالى كه يهوديت ديندار نيز ممكن بود براى غرب خطرآفرين باشد. «٢» بورژوازى «٣» يهود از اواخر قرن شانزدهم ميلادى/ ربع آخر قرن دهم شمسى، يهوديان