فلسطين و صهيونيزم - حسنی، مهدی - الصفحة ١٦٩
پرونده آنها خالى از پيشنهادهاى صلح نيست. اينك، به عنوان مثال، به نمونه زير مىنگريم.
١- طرح تقسيم وظايف فلسطينيان: اين طرح، تركيبى از نظريههاى دو حزب ليكود و كارگر اسرائيل بود كه براساس انعقاد قرارداد صلحى با اردن براى تقسيم وظايف در كرانه غربى، پىريزى شد. در طرح مذكور، امور امنيتى كرانه غربى به اسرائيل و حاكميت سياسى ساكنان عرب آن به اردن واگذار مىشد. افزون بر اين، به منظور دسترسى اردن به درياى مديترانه، باريكهاى از كرانه غربى تا درياى مديترانه در اختيار اردن قرار مىگرفت. اين طرح با اندكى تغيير و يا نامهايى ديگر، مانند طرح خودمختارى فلسطينيان يا طرح خودمختارى يك جانبه از سوى اسرائيل مطرح شد كه نكته اصلى در آن، اعطاى گونهاى خودمختارى ناقص به فلسطينيان بود. اگر چه از طرح خودمختارى چندان استقبال نشد، بعدها بهعنوان پايه و اساس قرارداد غزّه- اريحا در آمد. «١» ٢- طرح هفت مادّهاى ساف: ساف در پاسخ به طرح بيكر، شرايطى را مطرح ساخت و پذيرش طرح بيكر را مشروطبه پذيرفتن اين شرايط دانست.
شرايط ساف عبارت بودند از:
اوّل- گفت و گوهاى اسرائيلى- فلسطينى گامى است مقدماتى براى برپايى كنفرانس بينالمللى صلح در خاور ميانه.
دوم- گفت و گوها بدون هيچ قيد و شرطى آغاز شود و ساف حق تعيين تركيب گروه فلسطينى را داشته باشد.
سوم- آمريكا تعهّد كند كه گفت و گوها، نخستين گام در يافتن راه حل