فلسطين و صهيونيزم - حسنی، مهدی - الصفحة ١٥٤
و فرانسه در آذر/ دسامبر و نيروهاى اسرائيلى در اسفند ١٣٣٥ ش./ مارس ١٩٥٦ م. ناچار به عقبنشينى از مواضع اشغالى شدند. اين واقعه، پيروزى بزرگى براى جمال عبدالناصر و جهان عرب بهشمار مىرفت. «١» جنگ ١٣٤٦ ش./ ١٩٦٧ م.
پس از جنگ سال ١٣٣٥ ش./ ١٩٥٦ م.، زمينههاى جنگ بعدى اعراب و اسرائيل فراهم آمد. بدينگونه كه به تدريج بر قدرت و نفوذ جمال عبدالناصر افزوده شد و در جهان عرب، انديشههاى ضد اسرائيلى و ناسيوناليستى او گسترش يافت. اين امر احتمال رويارويى جديد اعراب و اسرائيل را افزايش مىداد. ديگر آن كه اسرائيل از وضعيت موجود و سرزمينهايى كه در اشغال داشت، ناراضى بود؛ زيرا تمام سرزمين فلسطين را حق خود مىدانست. از اين رو، براى بيرون راندن فلسطينيان از خانه و كاشانه خود مىكوشيد. «٢» اما آنچه زمينه فورى جنگ را پديد آورد، تجمع نيروهاى نظامى اسرائيلى در امتداد مرزهاى سوريه و واكنش مصر در برابر اين رفتار بود.
مصر به حمايت از سوريه، نيرويى به استعداد دو لشكر به سوى مرزهاى اسرائيل گسيل داشت و نيز از سازمان ملل متحد درخواست كرد كه نيروهاى حافظ صلح خود را از منطقه بيرون بَرَد؛ نيروهايى كه پس از جنگ ١٣٣٥ ش./ ١٩٥٦ م. در آن جا استقرار يافته بودند. مصر همچنين اعلام كرد كه تنگه تيران «٣» را به روى كشتىهاى داراى پرچم اسرائيل و نيز