فلسطين و صهيونيزم - حسنی، مهدی - الصفحة ١٥٢
رسيدن يهوديان در مناطق اشغالى شدند.
٣- پس از جنگ، مجلس اردن كرانه باخترى را به خاك اين كشور ضميمه كرد، امّا بهگونه ضمنى حق تعيين سرنوشت اعراب فلسطينى را بر آن به رسميت شناخت. مصر با گماردن يك فرماندار كلّ و تعيين يك شوراى اجرايى يازده نفره و يك شوراى قانونگذارى چهل و پنج نفره، اداره غزّه را به دست گرفت و بدين سان، فلسطين از نقشه جغرافيايى حذف شد. «١» جنگ ١٣٣٥ ش./ ١٩٥٦ م.
جنگ ١٣٣٥ ش./ ١٩٥٦ م. يا جنگ كانال سوئز از سه سو با مسأله فلسطين پيوند مىخورد:
اوّلًا، تلاشى براى جبران خفّت و خوارى ناشى از شكست ارتشهاى عرب در جنگ ١٣٢٧ ش./ ١٩٤٨ م. با اسرائيل بود.
ثانياً، شكست اعراب در نخستين جنگ با اسرائيل، موجى از نارضايتى را در كشورهاى عربى دامن زده بود و از اين رو، جنگ سوئز وسيلهاى براى فرونشاندن خشم مردم ناراضى عرب به حساب مىآمد.
ثالثاً، شكست يا پيروزى جمال عبدالناصر- رئيس جمهور آن هنگام مصر- بهعنوان يكى از طرفين اصلى جنگ، به كاهش يا افزايش آرمانهاى مردم فلسطين، كه در اين زمان به شعارها، افكار و عمل سياسى ناصر