فلسطين و صهيونيزم - حسنی، مهدی - الصفحة ١٤٠
بهوسيله يك فلسطينى در بيتالمقدس كشته شد. از اين رو، شركت اردن در جنگ ١٣٢٧ ش./ ١٩٤٨ م. نه براى دفاع از حقوق فلسطينيان، بلكه براى همراهى با كشورهاى عرب صورت گرفت. پس از آن نيز اردن همواره براى پرهيز از خطرهايى كه از سوى ناصريسم كشورش را تهديد مىكند، با مصر، عبدالناصر، ناصريستهاى كشور و با كشورهاى عرب در مسأله فلسطين هماهنگ بوده است. به همين دليل، اردن به رغم اكراه براى شركت در جنگ ١٣٤٦ ش./ ١٩٦٧ م. اعراب و اسرائيل، در آن جنگ شركت جست، ولى در سالهاى بعد به پيروى از خواسته درونى خود، از مشاركت در جنگ ١٣٥٢ ش./ ١٩٧٣ م. خوددارى كرد. در نتيجه، بهنظر مىرسد گرايش اردن به اسرائيل، بيشتر از گرايش فلسطينيان سازشكارانه بوده و از اين رو در حل و فصل مسأله فلسطين سهمى اندك داشته است. «١» ملك حسين، قطعنامه ٢٤٢ مصوب ١٣٤٦ ش./ ١٩٦٧ م. سازمان ملل متحد را پذيرفت، در حالى كه چريكهاى فلسطينى به نمايندگى از مردم فلسطين بر اين باور بودند كه راه حلهاى مسالمتآميز راه به جايى نمىبرند. از اين رو، مبارزان فلسطينى بدون توجه به سياست دولت اردن، پس از جنگ ١٣٤٦ ش./ ١٩٦٧ م. به اسرائيل از خاك اردن حمله مىكردند. با اين حال، پادشاه اردن در ١٣٤٨ ش./ ١٩٦٩ م. طرحى ده مادّهاى، كه متأثر از قطعنامه ٢٤٢ بود، ارائه نمود. اين رفتارها به همراه فرمان اردىبهشت ١٣٤٩ ش./ فوريه ١٩٧٠ م. شاه حسين مبنى بر