انقلاب اسلامى و انقلابهاى جهان - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤١
حكومت اسلامى، حكومت قانونِ خداست و حاكم اسلامى در برابر خدا مسؤول است. او بايد در خدمت مردم بوده و هدفهاى حكومت اسلامى را به اجرا درآورد. در چنين حكومتى وظيفه مردم نيز مشخص بوده و حاكم اسلامى بايد به بيان دستور مكتب و اجراى احكام و قوانين الهى بپردازد. وى بايد مشكلات و مسائل اجتماعى مردم را كه در هر زمان و مكانى متفاوت و متغير است حل نمايد. حل بعضى از اين مسائل در قرآن با رفتار و گفتار پيامبر صلى الله عليه و آله و امامان عليهم السلام مشخص شده و حاكم اسلامى با شناخت از قرآن و سنت، حكم آن را براى مردم بيان مىكند. امّا احكامى هم هستند كه حكم صريح آن در قرآن و سنت نيامده بلكه حكم آن به عهده پيامبر صلى الله عليه و آله واگذار شده است تا با توجه به شرايط مختلف دستور و فرمان آن را صادر كند. مثل فرمان جهاد، وضع ماليات و نرخگذارى اجناس. از اين دسته احكام به نام احكام حكومتى نام برده مىشود.
مسلم است كه اختيارات پيامبر صلى الله عليه و آله در اين موارد نيز به امامان و سپس به اولىالامر محول مىگردد.
رهبرى جامعه اسلامى مسؤول اجراى قوانين و پياده كردن اسلام است. بنابراين تمامى وظايف يك حكومت مثل حفظ مرزها، جمعآورى ماليات، قضاوت و دادرسى، اجراى مجازات افراد گناهكار، تربيت افراد جامعه و ... به عهده اوست. به طور خلاصه، در حكومت اسلامى، رهبر جامعه مسؤول تمامى قوا (مقننه، مجريه و قضائيه) است و او بايد در چهارچوبه قوانين الهى جامعه را اداره كند. «١» ويژگيهاى حاكم اسلامى هدفهاى والاى حكومتِ اسلامى، اين مطلب را ثابت مىكند كه رهبر اين حكومت بايد از شرايط ويژهاى برخوردار باشد. البته بعضى از ويژگيها مثل عقل، داشتن تدبير و قدرت ممكن است در ديگر حكومتها هم جزو خصوصيات حاكم باشد ولى دو شرط اختصاصى علم به قانون و عدالت و چند شرط عمومى ديگر فقط از شرايط منحصر به